نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
بيائيد آينده بهتری برای کودکان اُتيستيک بسازيم

 

بيائيد آينده بهتری برای کودکان اُتيستيک بسازيم

چهارشنبه، 1 آذر، 1385

آايا مي دانيد به تازگي مركز غير انتفاعي : آئين مهر ورزي ، با مديريت خانواده كودكان اتيستيك افتتاح شده و مشغول فعاليّت مي باشد؟



سه‌شنبه، 16 اردیبهشت، 1382




رفتارهاي اختلالي
در کودکان اُتيستيک و روشهای مقابله با آنها

اين نوع رفتارها شايد يكي از مشكلترين موانع بر سر راه درمان کودکان اُتيستيک باشد . ممكن است تغيير آنها بسيار مشكل باشد و همينطور باعث بروز استرس وسردرگمي فراوان براي هر كسي شوند . شايد بزرگترين مانع ، اكراه افراد در رابطه با اظهار و بيان اين رفتارها باشد و هيچوقت اين رفتارها به عنوان هدفي براي تغيير قرار نگيرند .
دلايل زيادي وجود دارند كه چرا بيشتر برنامه ها اين مبحث مهم را مورد بررسي قرار نميدهند . مثلاً براي مبتدي ها تغيير رفتارهاي اختلالي کار بسيار مشكلی می باشد. رفتارهاي اختلالي تأثيرات غير عادي بر روي يادگيري کودک دارند همچنين بر قدرت تطابق و تقليد از دنياي اطراف تأثير منفی قابل توجه دارند . اين رفتارها مانند رفتارهائي كه كودك طي سالياني فرا گرفته است ، بسيار مشكل تغيير پذير هستند . وقتي كه شما سعي ميكنيد اين رفتارها را تغيير دهيد ممكن است با افزايش اين رفتار ها به صورت هشداردهنده اي روبرو شويد . ممكن است كه كودك بسيار ناراحت شود وقتي كه مي بيند شما سعي داريد رفتاري را كه او عادت دارد و براي او مؤثربوده است را از اوبگيريد . همچنين آنها ازگذشته يادگرفته اند كه رفتارهاي اختلالي جدّي ،ميتوانند باعث اطاعت ديگران از آنها شوند و يا اينكه ديگران از كار خواسته شده از آنها ، منصرف شوند.از آنجائي كه ما نمي خواهيم كودك ناراحت شود و نيز نمي خواهيم او را عصباني كنيم پس در بيشتر مواقع تسليم كودك و شرايط ايجاد شده مي شويم . متأسفانه تسليم شدن در برابر رفتارهاي اختلالي كودك مانند مشوق براي او عمل كرده و راه از بين بردن اين رفتارها را مشكلترميكند .
علّت ديگري كه اين مبحث مورد توجه قرار نمي گيرداين است كه مردم فكر ميكنند اگر كودك رفتارهاي هوشيارانه خود را افزايش دهد كمتر به نظر ميرسد كه مشكل دارد . از نقطه نظر والدين و تراپيست ها آموختن مهارتهاي آكادميك وارتباطي مهمتر از همه چيز است و نتايج آن بيشتر از هر چيز ديگر نمود داشته و آنها را هيجان زده ميكند پس بنابر اين بيشتر در مركز توجه قرار مي گيرند . عقيده بر اين است كه بدون مهارتهاي كلامي فرصت يادگيري و موفقيّت كودك كم ميشود ولی برخلاف انتظاراين رفتارهاي اختلالي مي باشند كه بيشتر از هر چيزي مانع پيشرفت و يادگيري مي شوند .گاهي اوقات تصور مي شودكه اگر كودك مهارت كلامي را بدست آورد رفتارهاي اختلالي او از بين خواهد رفت و يا اينكه كم خواهد شد.متأسفانه نه تنهاوجود رفتارهاي اختلالي به صورت قابل توجهي فرصت يادگيري كودك را مي گيرند بلكه سرعت يادگيري را نيز كم كرده واثر منفي بر توانائي هاي كودك جهت يادگيري خواهند داشت . در نهايت ما بايد به اين رفتارها توجه خاصي داشته باشيم . متأسفانه در صورت تأخير، اصلاح اين رفتارها بسيار مشكل خواهند بود. رفتارهاي اختلالي گاهي براي والدين و تراپيست مشهود نيستندو به آنها توجهي نمي شود .گاهي افراد به قدري با رفتارهاي اختلالي انس گرفته اند كه حتي به آن توجه نمي كنند ونمي فهمند كه اين رفتار كودك اختلالي بوده و چقدر مختل كننده پيشرفت كودك است .گاهي اوقات شرايط مطلوبي راجهت اين رفتارها براي كودك فراهم ميكنيم بدون آنكه متوجه آن باشيم . از آنجائي كه كودك زحمت زيادي را براي كسب اين رفتارها نمي كشد ، اتفاق افتادن اين رفتارها زياد به چشم نمي آيند . شما فقط مي بينيد كه اگر همان شرايط را براي كودك فراهم نكنيد او بسيار عصباني خواهدشد و يا اينكه ايجاد دردسر براي افراد خانواده ميكند پس بدون اطلاع شرايط رفتار اختلالي را براي كودك فراهم ميكنيم .گاهي والدين و تراپيست فكر ميكنند كه اين رفتارها به
رور زمان و به خودي خود برطرف خواهند شد كه در اين صورت به آن اهميت نخواهند داد و بدتر ازهمه اينكه آنها فكر ميكنند يادگيري مهارتهاي جديد و مخصوصاً كلامي وجود اين رفتارهاي اختلالي را قابل بخشايش ميكنند . متأسفانه ابن طرز فكرها فقط باعث كندتر شدن سرعت اصلاح رفتارها و يادگيري كودك ميشوند .
همانطور كه گفته شد ممكن است تلاش براي تغيير اين رفتارها باعث ناراحتي و افسردگي كودك شود واين تجربه خوبي نخواهد بود.در كنار اينكه نمي خواهيد كودك خود راعصباني ببينيد،همچنين براي شما مشكل است كه اورا ناراحت وافسرده كنيد . اگرچه افزايش رفتارهاي اختلالي در واقع نشانه مثبتي است ( اين نشان ميدهد كه كودك از تلاش براي تغيير رفتار آگاه است و مي خواهد از خود مقاومت نشان بدهد) ولي هنوز احساس خوبي نمي توان داشت. شما مجبور هستيد كه قبول كنيد هدف خوشحالي كوتاه مدت كودك نيست بلكه هدف درمان او،خوشحالي و استقلال دراز مدت است . ما ميدانيم كه چطور ميتوانيم كودك را خوشحال كنيم ، فقط كافي است كه به او اجازه دهيم هر كاري را كه دوست دارد انجام دهد حتي تحريك خود، ولي بسياري از اوقات مجبور هستيم که بر خلاف خواسته كودك رفتار كنيم .
به طور خلاصه ميتوان گفت،بيشتر افراد معتقدند سروكارداشتن با رفتارهاي اختلالي درمقايسه با مثلاً آموزش كلامي به صبر وتلاش زيادي نياز دارد مخصوصاً اگر تيم درماني اين مهارت و تخصص را نداشته باشند،ترس ونبود پشتيبانی تجربی و علمی باعث ميشوند كه به راحتي تيم درماني از درگير شدن با اين نوع اختلالات طفره بروند .

چه موقع رفتارها را مخرب فرض ميكنيم

رفتارهائي مانند بدرفتاري،خشونت،ونافرماني را به راحتي ميتوان به عنوان رفتارهاي مخرب توصيف كرد.رفتارهاي ديگري كه طبيعتاً مجهول و نامشخص هستند،مانند بي توجهي، شركت نكردن در كارها ، انجام ندادن كار محول شده ، و گوشه گيري ممكن است مخرب نباشند ولي به هر حال در امر يادگيري اختلال ايجاد مي كنند . همه آنها بايد مورد توجه قرار گيرند و هدفي براي تصحيح باشند . اگر چه اين دسته دوم ممكن است مانند دسته اول واضح نباشند ولي به طور مساوي( اگر بيشتر نباشند ) ميتوانند مانع يادگيري و پيشرفت كودك باشند و به طور خلاصه مي توان گفت هر رفتاري كه مانع يادگيري و پيشرفت شود رفتار مخرب است.

ايجاد بهترين محيط

قبل از اينكه يك برنامه رسمي شروع شود ، بسيار سودمند و مفيد خواهد بود اگر يك محيط و شرايط آموزش مثبت ايجاد شود. اين كار نه تنها باعث افزايش تأثير مثبت برنامه مي شود بلكه برنامه را هم براي كودك و هم براي تراپيست خيلي لذت بخش تر و قابل قبول تر مي كند . اين منظور را مي توان به وسيله فراهم كردن شرايطي كه كودك در آن احساس آرامش و راحتي مي كند ، فراهم كرد . در اين صورت همكاري كودك بيشتر خواهد بود . براي شروع بهتر است ابتدا با كودك بنشينيد وبا اسباب بازي هائي كه او دوست دارد با هم شروع به بازي كنيد و در ضمن از او هيچ تقاضائي نكنيد . هنگاميكه حس كرديد كودك راحت است وحضور شما را نيز قبول كرده است دستور العمل ها را ميتوانيد شروع كنيد . البته بهتر است با دستورهائي شروع كنيد كه احتمال ميدهيد كودك از آنها پيروي خواهد كرد. مثلاً مي توانيد به كودك بگوئيد (با صدائي جذاب و بازي گونه) "بيسكوئيت را بخور" ، "مرا نگاه كن" ، "توپ را بيانداز". ايجاد شرايط مثبت يادگيري نه تنها رفتارهاي
اختلالي و مخرب را كم و يا حذف مي كند بلكه خود مشوق خوبي براي رفتار مثبت و درست كودك است.توجه داشته باشيد كه مشوق در ابتدا نبايد فقط به صورت كلامي باشد بلكه بايد شامل چيزهاي قابل حس مانند اسباب بازي ، بازي ،و خوراكي هم باشد . در صورت تشويق كلامي بايد نام فعاليّت مطلوب انجام شده نيز ذكر شود مانند : آفرين چه در بستن خوبي . البته از عباراتي استفاده كنيد كه علاوه بر سادگي براي كودك قابل درك باشند .
در كنار كاهش مشكلات رفتاري و در نتيجه ايجاد فرصت بيشتر جهت يادگيري و رفتار درست، منافع بسيار ديگري نيز وجود خواهند داشت اگر برنامه و جلسات را با چنين شرايط محيطي مثبتي آغاز كنيد :
1- اين كار به شما اجازه ميدهد كه رابطه مثبت خوبي با كودك برقرار كنيد كه اين امر خود از مهمترين عوامل موفقيًت در برنامه درماني است .
2- فرصت خوبي را براي شما ايجاد مي كند تا از نقاط ضعف و قوّت خود و كودك اطلاع پيدا كنيد .
3- با اين شرايط مي توانيد مشوقهاي ديگر را نيز شناخته و توسعه دهيد .
4- باعث خواهد شد كه كودك به محيط جلسه و وسائل آن دلبستگي پيدا كرده و اشتياق داشته باشد تا هر چه زودتر دوباره به تمرين برگردد .
5- شما راحت تر مي توانيد روش و برنامه درماني را پياده كنيد زيرا مقاومت كمتري از جانب كودك خواهيد داشت .

محيط و استرس

محيط تأثير فراواني بر روي رفتار دارد . اگر در محيط عوامل ناراحت كننده اي مانند سروصدا،دماي نامناسب،... وجود داشته باشند ، مي توانند باعث ناراحتي ،عصبي بودن، خشم و غيره شوند. اگر اين عوامل از محيط حذف شوند و شرائط بهتري فراهم شود باعث آرامش و احساس امنيت و راحتي كودك مي شود. اين امر براي همه افراد صادق است مخصوصاً كودكان اُتيستيك . صحبت نرم و آرام مي تواند تأثير بسزائي بر روي رفتارهاي اختلالي داشته باشد.البته به طور طبيعي خلاف اين امر واقع مي شود يعني اغلب افراد با ديدن اين رفتارها صداي خود را بالا برده و تند صحبت مي كنند . اين طرز برخورد نه تنها باعث پريشاني كودك مي شود بلكه خود شما را هم آشفته تر مي كند.مثلاً دقت كنيد وقتي كه كودك به چيزي چنگ ميزند شما هم بلافاصله به همان چيز چنگ ميزنيد تا جلو اين كار كودك را بگيريد.به هر حال اين نوع رفتارهاي ناخودآگاه فقط بهم ريختگي و پريشاني كودك رابيشتر كرده و او را تحريك مي كنيم تا در كار و خواسته خود پافشاري كند.حتي تمرين كنترل استرس براي خود شما نيز مفيد خواهد بود و بهتر است تكنيكهاي آن را فرا بگيريد در اين صورت مي توانيد آرامش خود را در مواقع مواجهه با رفتارهاي اختلالي كودك حفظ كنيد.تصور صحنه هاي خوب و لذّت بخش،نفس عميق كشيدن ،استراحت كوتاهي داشتن ، ... از تكنيكهائي هستند كه مي توان نام برد . با حفظ آرامش بهتر مي توانيد شرايط را كنترل كرده و كودك را نيز آرام كنيد . در صورت داشتن آرامش نه تنها مشكلات بعدي را كم مي كنيد بلكه اميد و انگيزه خود را براي رسيدن به اهداف برنامه درماني تقويت مي كنيد . همچنين با اين كار هر گونه توجه منفي كه ميتواند باعث افزايش و ادامه رفتارهاي
اختلالي كودك می شود را نيز كم می كنيد .كم شدن احتمال انجام اين نوع برخوردها و عصبانيت ها خود باعث كم شدن رفتارهاي اختلالي نيز مي شود . شما مي توانيد گاهي با دادن فرصت انتخاب به كودك،تأثير خوبي بر رفتار او بگذاريد . مثلاً انتخاب اينكه روي صندلي كار بكنيد ويا روي زمين. با اين كار به آرامش كودك نيز كمك مي كنيد . از كودك تقاضا و كاري را نخواهيد كه باعث شروع درگيري و عصبانيت او شود مگر اينكه شما آماده اين شرايط باشيد . بنابراين شما بايد تشخيص بدهيد كه آيا اين كار و تقاضا لازم است وآيا شما آماده عواقب آن هستيد؟
گاهي اوقات خستگي و كسلي مي تواند باعث بروز رفتارهاي اختلالي شوند.لازم است كه در مورد كودك بررسي كنيد تا ببينيد در چه مواردي كودك خسته و كسل مي شود و عوامل آن چيست .ولي به ياد داشته باشيد كه گاهي خستگي و كسلي لازم است چون كودك بايد ياد بگيرد كه چگونه با آنها كنار بيايد . ما مي توانبم تلاش كنيم تا از خستگي هاي غير ضروري بكاهيم . موارد زير فاكتور هائي هستند كه ما مي توانيم از آنها جهت كم كردن احتمالي خستگي كودك استفاده كنيم :
- از تُن صداي تشويق كننده و اشتياق دار استفاده كنيم.
- تغيير دكوراسيون محل تمرين و جابجائي وسائل
- دستورات متفاوت براي يك كار خواسته شده
- استفاده از وسائل جالب و مورد علاقه كودك
- كودك را با تمرين و مهارتي كه در حال حاضر ياد گرفته است خسته نكنيد .
- اگر مي بينيد كه كودك تمريني را بخوبي ياد گرفته است و از انجام دادن آن لذّت مي برد براي تنبيه او آن كار را از او نگيريد .
- دقت كنيد كه زمان جلسه طولاني نشود .
- سعي كنيد كه سطح موفقيت را بالا نگاه داريد .
- از چيزهائي كه كودك دوست دارد (حتي تحريك خود )جهت مشوق استفاده كنيد .
- كارها و تمرينات را لابلاي هم و به صورت متنوع انجام دهيد .
- مشوق ها را گاه به گاه تغيير دهيد و از نوع طبيعي آنها استفاده كنيد .
- سعي شود كه از تنوع حتي در نوع و نحوه تمرين استفاده شود .
- از كلام به صورت طبيعي و ساده استفاده شود .
- در طول جلسات از مهارتهاي مختلف استفاده كنيد (كلامي ،بازي ، اجتماعي ،...) .
وقتي كه رفتارهاي اختلالي اتفاق مي افتند،بايد تا جائيكه ممكن است به آن توجه نشود و شايد بتوان گفت كه كاملاً آنرا ناديده بگيريد . البته اگر رفتار مورد نظر باعث آسيب رساندن به خود كودك و يا ديگران ميشود بايد به آن توجه كرده و مقابله نمود . در صورت توجه بي جهت به رفتار اختلالي به طور ناخودآگاه مشوقي را براي ادامه آن براي كودك فراهم كرده ايم .توجه داشته باشيد در صورت كم شدن رفتارهاي اختلالي و يا حذف آنها توسط برنامه درماني ، ممكن است كودك به عوامل بيروني جهت اجتناب از رفتار اختلالي وابسته شود . با كم توجهي نسبت به اين رفتارها مي توانيد از اين مشكل جلوگيري كنيد . البته كم توجهي كه كودك دريابد نتيجه رفتار نادرست او بوده است و الا اين رفتارها هميشه بايد مورد توجه شما و برنامه درماني قرار بگيرند . در قسمتهاي بعدي طرز برخورد و تصحيح اين نوع رفتارها را خواهيم خواند.
برنامه هاي رفتار درماني اصولاً بر پايه اينكه : رفتارها در نتيجه پيامد آنها آموخته ميشوند ،بنيان گذاشته شده اند . اگر يك رفتار پيامد مثبت داشته باشد به احتمال زياد در آينده اتفاق خواهد افتاد و اگر پيامد يك رفتار منفي باشد احتمال وقوع آن بسيار كمتر خواهد بود . براي مثال اگر خشونت و عصبانيت كودك براي او نتيجه اي مثبت به همراه داشته باشد (مانند توجه ، فرار از كار محول شده ، ...) به احتمال زياد كودك ، در آينده ، همان رفتار را در جهت بدست آوردن همان نتيجه از خود بروز خواهد داد . نكته مهم اين است كه اگر كودك بفهمد كه در اثر رفتار خود از چيز دلخواه و مطلوبي محروم شده است احتمال زيادي دارد كه در آينده آن رفتار را تكرار نكند .
رفتار درماني در مورد رفتارهاي اختلالي را مي توان به دو دسته تقسيم كرد:
روشهاي كم كردن رفتارمانند: بيرون بردن كودك از محيطي كه كودك در آن رفتار اختلالي را از خود بروز داده و يا چند
روش ديگر كه در آينده درباره آنها توضيح خواهيم داد .
روشهاي بهبود بخشيدن به رفتار مانند : تشويق كردن براي رفتار مناسب و عدم تشويق براي رفتار نامناسب .
برنامه ها اغلب تركيبي از هر دو روش هستند . مطلوبترين و مؤثر ترين نوع رفتار آن است كه مشوقي طبيعي مانند بازي ،ارتباط و... داشته باشد . از آنجائي كه كودك مشوق خود را از طريق رفتار خود به صورت طبيعي حس كرده است (رفتار مطلوب آموخته شده ) او تمايل كمتري خواهد داشت تا از طريق رفتار اختلالي به همان مشوق (مانند سابق )دست پيدا كند.
تصحيح رفتاري و رفتار درماني در كاهش رفتارهاي شديد اختلالي مانند خودآزاري ، عصبانيت شديد ، ... بسيار مؤثر و موفق بوده است . بعلاوه كودكان تحت درمان با اين برنامه ها مهارتهاي خوبي در زمينه هاي مختلف مانند ارتباط ، بازي ، استقلال فردي ، و اجتماعي شدن بدست آورده اند. اگر چه بسياري از برنامه هاي رفتاردرماني باعث كاهش رفتارهاي اختلالي مي شوند ولي مهم اين است كه در دراز مدت دوباره اين رفتارها به سراغ كودك برنگردند و همينطور رفتارهاي مناسبي را جايگزين آنها بكنيم . فاكتور هاي زيادي هستند كه در تأثير و مطلوب بودن برنامه در دراز مدت مؤثر هستند . اگر در برنامه فهم و بررسي درستي از رفتارهاي اختلالي و علل آنها نشده باشد فاكتورهاي لازم براي مقابله با اين رفتارها به درستي فراهم نشده و در نتيجه اهداف مطلوب در برخورد با اين معضل بزرگ بدست نمي آيند . برنامه هاي درماني اغلب با فرض اينكه تمام تلاش بايد در راه حذف رفتارهاي غير قابل قبول باشند ، طرح شده اند . متأسفانه اگر مثلاً كودكي هنگام عصبانيت به صورت خود سيلي بزند فقط با مانع شدن از اين كار نمي توان اين مشكل را تصحيح كرد. اگر برنامه درماني راه وبرنامه درستي براي تصحيح اين رفتار خود آزاري نداشته باشد بعيد نيست كه به زودي كوبيدن سر به ديوار جاي سيلي زدن را بگيرد . اگر برنامه درماني بر پايه يك سري بررسي هاي عملي از رفتاروعصبانيت و همچنين خودآزاري كودك پايه گذاري شده باشد برنامه به طور مطمئن بسيار مؤثرتر خواهد بود .
كليد وراز تغيير مؤثر رفتارهاي اختلالي ، به مرور زمان ،فهميدن عملكرد رفتار مورد نظر است.چيزي كه مشهود است اين است كه اين نوع رفتارها تصادفي نيستند . آنها به منظور خاصي از طرف كودك انجام مي شوند . براي مثال عصبانيت و خشونت مي تواند در جهت كم كردن استرس باشند و يا براي اجتناب از كاري كه كودك دلش نمي خواهد آنرا انجام دهد و يا براي جلب توجه . رفتارهاي اختلالي مي توانند به صورت عادت شوند زيرا آنها راهي هستند براي ارتباط ، تأثير گذاري بر محيط اطراف ، و برآورده كردن احتياجات . از آنجائي كه رفتارهاي اختلالي مي توانند راهي براي رفع احتياجات باشند ، برنامه درماني مؤثر بايد به كودك رفتارهاي ديگري بياموزد كه به صورت موفّقي همان احتياجات كودك را برآورده كند . در صورتي كه كودك رفتار مناسب جايگزين را نياموزد ممكن است رفتارهاي نامناسب ديگري را نيز كسب كرده و يا اينكه در آينده دوباره رفتارهاي اختلالي را از خود بروز دهد .كودك بايد به دقت آموزش داده شود تا به وسيله راه مناسبتري احتياجات خود را به طور مطلوب بدست آورد.پيدا كردن يك جايگزين رفتاري اغلب از مشكلات اين نوع برنامه ها می باشد. خيلي آسان است كه شما بفهميد كودك چه چيزي را نبايد انجام دهد ولي بسيار مشكل است كه بفهميد چه چيزي را بايد به جاي آن انجام بدهد .
جايگزيني رفتاري نه تنها احتياج به بررسي ، تحليل عملكرد و چگونگي رفتار نامناسب دارد بلكه بايد مشخص شود كه چه رفتار جايگزيني مي تواند همان اهداف را براي كودك داشته باشد و چه رفتاري را كودك قادر به يادگيري آن است . علاوه بر آن بايد همان رفتار جايگزين به قسمتهاي كوچكتر تقسيم شود .
كمبود صبر و تحمل از عوامل ديگري است كه بر مشكلات برنامه مي افزايد .آموختن مهارتهاي جايگزيني كاري درازمدت است . رفتارهاي اختلالي در طول سالها براي كودك بدست آمده اند ، بنابراين منطقي است كه فكر كنيد جايگزين كردن آنها
و حذف رفتارهاي اختلالي به يك برنامه درازمدت ، دقيق و عميق نياز دارد که خود مستلزم زمان زياد است . متأسفانه بسياري تلاش مي كنند كه همه مهارتها را به يكباره به كودك بياموزند . اين روش مناسب و خوبي نيست . بايد در هر زمان يك مرحله سعي شود و وقتي از آن موفّق بيرون آمديد به سراغ مرحله بعد برويد .
زمان بندي مراحل آموزش نيز از مشكلات ديگر در برنامه رفتاردرماني است . بسيار مهم است كه برنامه در نهايت خوبي و تأثير مثبت ممكن انجام شود . اين بدين معني است كه كودك و تراپيست هر دو در بهترين شرايط جهت آموزش و آموختن باشند . معمولاً آموزش رفتارهاي جايگزين بلافاصله بعد از بروز اين رفتارها از طرف كودك انجام مي شود كه اين روش مناسب نيست و كاملاً غلط است زيرا در اين هنگام كودك عصباني و ناراحت است و سطح يادگيري او مناسب آموزش نيست . همچنين ممكن است تراپيست نيز عصباني شده وهر دو آنها شرايط مناسب آموزش و يادگيري را از دست بدهند . بايد دقت كنيد كه آموزش زماني باشد كه كودك آرام و شاد باشد و رفتارهاي اختلالي را از خود نشان نمي دهد و در نهايت اينكه آماده يادگيري يك رفتار جايگزين است .

راهنمايي هائي براي برخورد با رفتارهاي اختلالي

راهنمايي هاي زير براي برخورد و بهبودي رفتارهاي اختلالي كه در طول جلسات تمرين ممكن است شما با آن برخورد كنيد ارائه مي شود . از آنجائيكه شرايط فرق مي كنند و همينطور از آنجائيكه هر كسي با كودك رابطه متفاوتي مي تواند داشته باشد تقريباً ناممكن است كه بتوان يك عمل مشخص را توصيه كرد . به هر حال فلسفه كلّي وجود دارد كه بر اساس آن مي توانيم شما را هدايت كرده و روش مشخصي را تأيين كنيم تا آن را دنبال كنيد . البته به ياد داشته باشيد بسيار مهم است كه در هر لحظه شما آماده تصحيح اين رفتارها وآموزش جايگزين باشيد ( آموزش لحظه اي ) و نيز به ياد داشته باشيد كودك نبايد در عصبانيت و يا هيجان باشد . بروز رفتارها ی اختلالی معمولا ً ترتيب مشخصی را مي توانند داشته باشند . به همين دليل رفتارهاي اختلالي مرحله به مرحله توسعه پيدا مي كنند . مراحل اوليه اين رفتارها معمولا به همراه عصبانيت و هيجانات ملايم است كه كودك آنها را گاهي توسط رفتارهاي بدون كلام از خود بروز مي دهد مانند قدم زدن ، شكلهاي عجيب از خود نشان دادن ، تنفس غير منظم يا حتي رفتارهاي با كلام مانند گريه و جر و بحث . اگر شرايط تصحيص و رفتار شما مؤثر واقع نشوند ممكن است كه رفتار اختلالي پيشرفت كند مانند صدمه زدن به وسايل و يا فرار كودك و در نهايت امر مي تواند به صدمه زدن به خود و يا ديگران منجر شود .
هر مرحله يك روش مناسب خود را احتياج دارد . به ياد داشته باشيد كه شايد روشي كه براي مراحل قبل مؤثر بوده و نتيجه داده ممكن است در مراحل ديگر مؤثر نباشد . ما بايد به طور دائم به بررسي رفتارها و روشهاي آنها فكر كرده و در پي بهبود آموزش و تغييرات آن متناسب با شرايط باشيم . به ياد داشته باشيد كه ممكن است كودكي علاوه بر اين روش قبلاً تحت درمان توسط روش ويا روشهاي ديگري بوده است كه آنها را كامل نكرده و يا به طور درست انجام نداده اند . در اين صورت ميتوان گفت كه اين برنامه هاي نا منظم و نيمه كاره خود مي توانند باعث بروز اثرات منفي در كودك شده و كودك از همكاري با تراپيست و برنامه گريزان شده باشد . برنامه هاي نيمه كاره و يا نامناسب هيچگاه رفتارهاي اختلالي را به طور اساسي درمان نمي كنند و احتمال بروز آنها در كودك بسيار قوي مي باشد و حتي ممكن است با اثرات منفي جانبي نيز همراه باشد . معمولاً مردم روشهاي تقليل رفتارهاي اختلالي را به درستي نمي فهمند . براي مثال روش " تايم اوت " روش درماني است كه در آن كودك را براي مدت زماني محدود ميكنيم (مثلاً از مشوق ) به عبارتي ديگر وقتي كه كودك در شرايط مثبت و همكاري قرار دارد اگر از او رفتار نامناسبي سر بزند او را از آن شرايط براي مدت زمان معيني دور مي كنيم . موقعيّت هاي فراواني وجود
دارند كه كودك از آنها احساس لذّت نمي كند . پس ممكن است در صورت انجام تايم اوت به طور ناخودآگاه او را تشويق نيز كرده باشيد . در هنگام تايم اوت نيز دقت كنيد كه كودك در هنگام دور بودن هيچگونه مشوقي دريافت نكند ويا به خود تحريكي مشغول نشود . همينطور اگر كودك از اينكه شما در موارد رفتار نادرست او را به شدت نهي كنيد ، احساس سرگرمي و لذًت كند ، ممكن است روش نهي كردن در مورد او به مشوقي جهت ادامه رفتارهاي اختلالي تبديل شود .

دور گسترش

كودكان معمولاً يك مسير رشد رفتاري مشخصي را طي مي كنند . مراحل زير ممكن است زياد با هم اختلافي نداشته باشند . همچنين كودك ممكن است از يك روش گسترش وبهبودي خاص پيروي نكند . براي مثال ممكن است رفتار اختلالي كه كودك بروز ميدهد در مراحل مياني و يا حتي انتهائي اين برنامه قرارداشته باشد . پس بنابراين بسيار مهم است كه درجه و شدت رفتار مشخص شده و عكس العمل مناسب در قبال آن انجام شود . همچنين تراپيست بايد از استعداد خود جهت درك موقعيتها و رفتار درست در هر شرايط خاص استفاده كند .
برداشتها و دريافتهائي وجود دارند كه شما بايد آنها را قبل از اينكه در شرائط بحراني قرار بگيريد درك كرده و استفاده كنيد. يكي ازآنها اين است كه مطمئن شويد آيا شما به كودك فرصت اين را داده ايدكه قدرت انتخاب فراوان داشته باشد يا نه . بدين طريق كودك با شرائطي كه انتخابي وجود ندارد بهتر كنار مي آيد . همچنين برنامه مداومي از مشوقها بسيار مهم است . بعداً خواهيد ديد كه سلب مشوقي از كودك در هنگام رفتار نا درست در جهت بدست آوردن كنترل كودك چگونه لازم خواهد بود . شما براي هر مرحله وكار موفّق از طرف كودك او را تشويق مي كنيد دقت كنيد كه تا وقتي كودك آرام وتحت كنترل است اين روش مشوق دادن مناسب است ولي اگر در حين تمرين كودك از خود رفتار نامناسب بروز دهد (هر چند جزئي) و شما بدون توجه به آن به دادن مشوق ادامه بدهيد ممكن است كودك از اين كار جهت دريافت مشوق استفاده كند . البته در صورتي كه در حين رفتار درست مقدار مشوق بيشتر ودر حين رفتار غلط (در حين تمرين و جواب درست به تمرين ) مقدار آن كم باشد كودك ممكن است رفتار غلط خود را كم كند . نحوه رفتار و روش شما در اين مراحل بسيار حياتي است . شما بايد آرام ، ثابت قدم و از نظر احساسي تحت كنترل باشيد . بدين ترتيب نه تنها كودك آرامش و تمركز خود را حفظ مي كند بلكه شما نيز مي توانيد هدف مندي و تأثير خوب برنامه را حفظ كنيد . سعي كنيد در مواقعه اي كه كودك احساس سختي و مشكل مي كند به او اجازه انتخاب بيشتري بدهيد با اين كار مي توانيد از دادن مشوق زياد هم جلوگيري كنيد . اگر شما كودك را به طور معقول و ملايم كنترل كنيد (توسط مشوق، رفتار ،... )كودك ممكن است ديگر رفتار نامناسب خود را افزايش نداده و از شدت آن بكاهد .
داشتن يك برنامه خوب حياتي است ولي اين برنامه بايد توانائي مقابله با پيشامد هاي ناخواسته را نيز داشته باشد . شما بايد سريعاً بتوانيد خود را با يك روز بد از طرف كودك و بدتر شدن رفتار او تطبيق بدهيد .
گام اول :
وقتي كه كودك مي خواهد عصباني و عصبي شود( نشانه هاي آن مانند : با خود با عصبانيت حرف زدن ، تند و عميق نفس كشيدن ، گوشه گيري ، ... )برنامه درماني را ادامه دهيد اما به طور مرتب توسط مشوقهاي كلامي و غيره او را براي رفتار مناسب تشويق كنيد . مثلاً به او بگوئيد كه خيلي خوب كارها را انجام ميدهد و با مشوق هاي قويتر عصبانيت و ناراحتي او را كنترل كنيد . اين روش ساده ترين راه براي كنترل كودك است و روش ابتدائي پائين آوردن نام دارد . به ياد داشته باشيد كه ترتيبي را اتخاذ كنيد تا مشوق هاي قويتر در مواقعي كه رفتار هاي درست و خوب از كودك سر مي زند براي او مهيا باشد و
او اين مطلب را درك كند . به هرحال براي مواقعي كه رفتار نادرست و اختلالي او مي خواهد زياد شود شما بايد وسيله اي (مشوق) داشته باشيد تا او را ترغيب نمائيد كنترل خود را حفظ بكند . اگر شما از دادن مشوق به او خودداري بكنيد او انگيزه اي براي اينكه رفتار خود را تصحيح كند و از انجام آن خودداري بكند نخواهد داشت . خوشبختانه رفتارهاي عصبي هميشه به طور يكنواخت باقي نمي مانند . تغييراتي طبيعي در شدت و دفعات بروز چنين رفتارهائي وجود دارند . اين فرصت به شما اجازه مي دهد تا در فواصل اين دفعات كه كودك آرام است او را تشويق كنيد تا آرامش و رفتار درست را در پيش بگيرد . هر چقدر زمان رفتار آرام و خوب بيشتر شود شما بايد قدرت مشوق را بيشتر كنيد . البته دقت كنيد كه مقدار مشوق براي كم شدن رفتارهاي اختلالي كمتر از مقدار آن براي عدم بروز اين رفتارها باشد . اگر در مورد عصباني شدن و عصبي شدن يك اوج ناگهاني پيش آمد شما بايد يكبار ديگر رفتار كودك را ناديده بگيريد ولي خود كودك را زير نظر داشته باشيد . هدف از باقي ماندن با كودك در تمرين اين است كه به كودك بفهمانيم رفتار نادرست او راهي براي فرار از تمرين نيست . همچنين اگر شما تمرين را قطع كنيد، و تسليم كودك شويد فرصت اينكه در بين دفعات عصبي شدن ها كودك را براي رفتار آرام تشويق كنيد را نيز از دست خواهيد داد . اگر شما كودك را نيز مانند رفتارش ناديده بگيريد ممكن است كه رفتار اختلالي او ادامه پيدا كند و شايد شديدتر نيز بشود .
گام دوم :
به ياد داشته باشيد كه ما به اين مرحله وقتي وارد مي شويم كه راه حل مرحله اول مؤثرنبوده و يا اينكه ما رفتار كودك را نتوانسته ايم درست تشخيص بدهيم . به هر حال گاهي اوقات بهترين روشهاي ارائه شده نيز براي مرحله اول مؤثر نيستند . اگر كودك به صورت متوسط عصباني شد و رفتار هاي اختلالي او شديد نيستند شايد لازم باشد كه روش تغيير محرك را در پيش بگيريم . احتمال دارد كه چيزي در محيط وجود دارند كه باعث بروز استرس و اختلال در رفتار كودك مي شود . اگر شما قادر به تشخيص علت بشويد مي توانيد با تغيير تمرين ، نحوه آن ، تغيير مكان ،و يا تغيير مكان وسائل و اشياء اين شرايط را تغيير داده و از مشكل بكاهيد . يكي از علل هم مي تواند اين باشد كه كودك به اين نتيجه رسيده است كه با رفتار شديد عصبي شما را مجبور مي كند كه از او اطاعت كنيد . در اين مورد بسيار مهم است كه بدون در نظر گرفتن اينكه روش تقليل رفتار اختلالي چيست ، كودك را از رسيدن به هدف خود باز داريم . در اينجا لازم است كه علاوه بر قاطع بودن احساسات را كنار بگذاريم . يكي ديگر از علّت ها مي تواند نياز كودك به ايجاد تغييراتي در محيط و يا تمرينات و شرايط باشد . مثلاً طولاني شدن زمان تمرين ، عدم وجود پرامپت مناسب ، مشوق ناكافي ، و ... به عبارت ديگر دلايل كافي براي ناراحتي كودك وجود دارند و ما بايد به كودك حق بدهيم . البته هيچگاه نبايد آن را طبيعي تلقّي كنيم و همواره سعي در تصحيح آن داشته باشيم. عواملي را كه مي توانند باعث بروز اين رفتارها شوند را مي توان حذف كرد و در نهايت رفتارهاي اختلالي را كاهش داد . در صورت امكان اين كار بايد به صورت زيركانه اي انجام شود تا كودك ياد نگيرد براي فرار از تمرينات رفتارهاي اختلالي را در پيش بگيرد . نوع جواب و عكس العملي كه شما بايد كودك را با آن راهنمائي كنيد بايد از نوعي باشد كه كودك به خوبي با آن آشناست و قادر به انجام كاري كه به عنوان راهنمائي به او مي دهيد باشد . شما بايد در صورتيكه كودك از انجام كار خواسته شده امتناء كرد ، پرامپت لازم را به موقع انجام دهيد .
ما اغلب از دستورالعمل هاي جديد،تقليد بدون كلام و كارهاي بدني ساده براي برقراري دوباره رفتار معمولي و اطاعتي استفاده مي كنيم . مانند هميشه از مشوق كافي و همچنين كلامي وقتي كه كودك آرام است و رفتار درست دارد استفاده كنيد و در صورت رفتار اختلالي كمترين توجه را به آن داشته باشيد . با كمي دقّت مي توانيد مشوقهائي را پيدا كنيد كه نه تنها تأثير مثبت و انگيزه انجام تمرينات را براي كودك دارند بلكه در آرام كردن كودك نيز مؤثر مي باشند . همچنين ايجاد راحتي فيزيكي ، صداي ملايم ، در آغوش گرفتن ، آواز خواندن ، و ... مي توانند در آرام كردن كودك و اجتناب از بروز رفتار
اختلالي و در نهايت حذف آنها كمك كنند . شما بايد در مورد زمان دادن اين مشوق ها نهايت دقت را انجام دهيد زيرا اگر بلافاصله بعد از رفتار اختلالي باشد ممكن است كودك آن را مشوقي در جهت انجام دوباره رفتار خود بداند . بهتر است بعد از يك يا چند دقيقه از بروز رفتار نادرست اين مشوقها را به كودك برسانيد . به اين ترتيب مي توانيد تأثير زيادي بر تصحيح رفتار اختلالي كودك داشته باشيد و علاوه بر آن ممكن است كودك اين تشويق را در نتيجه پايان دادن به رفتار نادرست خود بداند و ياد بگيرد كه هرگاه آنها را زودتر قطع كند تشويق خواهد شد . اگر كودك به علّت تمرين خاصي عصبي شد و اگر انجام و تكميل آن تمرين لازم است دوباره تمرين را از سر بگيريد و اين بار بيشتر مراقب اوضاع بوده و با احتياط به پيش برويد . به ياد داشته باشيد كه اين كار مستلزم زمان است و شما نمي توانيد به يكباره به اين تصحيح و هدف برسيد . شما بايد هر جلسه را طوري به اتمام برسانيد كه حس كنيد مقداري به هدف خود نزديك شده ايد .
گام سوم :
وقتي كه كودك شما شديداً عصباني و پرخاشگر شد (مانند جيغ زدن ، پرت كردن اشياء ، زدن ديگران ، خودآزاري ، ...)لازم است كه كاملاً به دور از احساسات وقاطع عمل كنيد . در صورتيكه شما قبلاً با كودك كارهاي كنترلي از قبيل دستها پائين ، ساكت باش ، و غيره را كار كرده باشيد ، مي توانيد با اين فرامين باعث توقف رفتار اختلالي شويد . سعي شود فرامين و دستوراتي را به كودك بياموزيد كه مشخص ، واضح ، و قاطع باشد . بهتر است كاري را كه بايد انجام دهد به او بياموزيد و بخواهيد ، نه كاري را كه نبايد انجام دهد ( مانند بنشين بجاي راه نرو ) . اگر در آن لحظه فرمان مناسبي به خاطر نياورديد ممكن است كلمه تمامش كن (بسه)كمك خوبي در اين مورد باشد . سعي شود كه اين فرمانهاي كنترلي به صورت مرتب و مداوم به كودك گفته نشود زيرا براي او عادي شده و اثر خود را از دست خواهند داد . در صورت هرگونه پيشرفتي از طرف كودك در كاهش رفتار اختلالي او را به طور مناسب تشويق كنيد و تا جائيكه ممكن است به رفتارهاي نادرست او توجه نكنيد. تهديد كردن وسيله اي است كه گاه تراپيست ها و والدين براي كنترل كودك استفاده مي كنند . شايد يكي از علل استفاده از تهديد تأثير سريع آن باشد ولي در دراز مدت تهديد كردن باعث بروز رفتار اختلالي در وقتي ديگر مي شود و نه كاهش و حذف آنها.تكيه كردن بر تهديد باعث مي شود كه كودك فقط در موارد فرامين شديد و دستورات قوي از خود عكس العمل نشان بدهد و در موارد روزمره و عادي فرمانبر نبرده و بدين ترتيب به مشكلات ما افزوده شود . هدف دراز مدت براي ما اين است كه كودك بفهمد براي هر كاري كه انجام ميدهد عواقبي وجود دارد كه بنا به كار انجام شده شايد مثبت و شايد منفي باشد .توجه داشته باشيد كه اين يك امتياز منفي است كه به كودك قبل از انجام كاري عاقبت آن كار را بگوئيد بهتر است كه كودك خود نگران عاقبت كار خود باشد كه چه خواهد شد . در اين صورت شما به خود فرصت كافي مي دهيد تا عكس العمل ها و نتايج مناسبي را براي كارهاي كودك متناسب با شرائط تدارك ببينيد .
اگر كسي كه با كودك تمرين مي كند بخواهد كنترل كودك را به كسي ديگر واگذار كند فقط باعث مي شود كه كودك در مورد او نافرمان شده و از او اطاعت نكند . در واقع با اين كار به كودك مي گويد كه من نمي توانم تو را كنترل كنم و شخص ديگري بايد حضور داشته باشد . پس هر عواقبي كه براي كودك در نظر گرفته شده است بايد توسط خود تراپيست در زمان جلسات و تمرين به كودك داده شود . مراقب باشيد هيچگاه كودك را به كاري كه نمي توانيد انجام دهيد و يا اينكه مناسب نيست تهديد نكنيد . مراقب باشيد در صورت تشويق كودك در موارد تصحيح رفتار خود ، او را عادت به رشوه گيري نكنيد .
گام آخر
اگر شما حس مي كنيد كه كودك با رفتار خود به خود و ديگران آسيب ميرساند بايستي روش مديريت رفتارهاي تهاجمي يا روشهاي شديد ديگر را به همراه ايجاد محدوديت و همراهي دائم كودك در پيش بگيريد . روشهای زوري و شديد فقط در
مواردي كه تمامي روشهاي ديگر ناكام بوده اند بايد به كار گرفته شوند .
در تمام مراحل :
در رابطه با جوابها و عكس العمل هاي كودك نسبت به مشوقها در خلال دوره هاي رفتار هاي خوب و بد بسيار دقت كنيد . اغلب ، كودكان گاه به اين روشهاي جلوگيري از رفتار نادرست جواب منفي ميدهند و گاه نسبت به آنها پيشرفت نشان ميدهند. كودك خود به شما نشان خواهد داد كه تشويقهاي شما چقدر مؤثر مي باشند . اگر از كودك در قبال مشوق رفتار آرام ، بدون استرس و با خشونت كمتر مشاهده كرديد نشان اين است كه تشويق شما مؤثر بوده است . اگر كودك آرام نمي شود و يا مشوق را رد ميكند بايد به فكر مشوقي ديگر و نحوه ارائه ديگري باشيد .
اگر كودك در صورت دريافت مشوق رفتار نادرست را كم نكرد و يا افزايش داد نشانه اين است كه علاوه بر مشوق به كنترل خارجي از طرف محيط نيز احتياج دارد شما مي توانيد با انحراف توجه او به منظور خود برسيد مثلاً به او بگوئيد " چه كتاب قشنگي اينجاست بيا نگاه كنيم " به اين ترتيب مي توانيد بدون اينكه مستقيماً رفتار اختلالي را مد نظر داشته باشيد آنرا كنترل كنيد . اگر كودك مشوق را رد كرد آنرا در كناري در دسترس او قرار دهيد تا او خود آنرا استفاده كند . به اين ترتيب شما او را براي رفتار آرامش تشويق كرده ايد تا كودك رفتار خود را بيشتر كنترل كند . تجربه نشان داده است كه بعضي از كودكان نسبت به اينكه از دست كسي مشوق دريافت كنند حساس هستند و اين كار باعث عصبانيت آنها مي شود . بهتر است كه دفعات و زمان بروز رفتارهاي اختلالي كودك را ثبت كنيد تا ديد كلّي نسبت به چگونگي بروز آنها در كودك داشته باشيد به اين ترتيب مي توانيد روش درماني خود را به نحوي كه مؤثرتر و مناسب تر باشد تغيير داده و نتيجه بگيريد.
همچنين اين آمار به شما نشان ميدهد كه چه مقدار برنامه درماني پيشرفت داشته و مؤثر بوده است .

ترجمه شده و اميد است که مورد توجه درمانگران زحمتکش و A work in progressاين مطالب از کتاب
خانواده های محترم کودکان اُتيستيک واقع گردد .

رضا مصطفوی r1mostafavi@hotmail.com































سه‌شنبه، 16 اردیبهشت، 1382
فصل اول : شناخت اُتيسم

اُتيسم چيست ؟

اُتيسم اختلال رشد ذهني پيچيده اي مي باشد كه معمولا در 3 سال اول زندگي شخص ممكن است بروز كند . به نظر مي رسد كه يك اختلال در سيستم عصبي كه باعث عدم عملكرد صحيح مغز مي شود در ايجاد اين بيماري مؤثر مي باشد . اين اختلال در بيماران اُتيستيك باعث مي شود كه مغز نتواند در زمينه رفتارهاي اجتماعي و مهارتهاي ارتباطي به درستي عمل كند . كودكان و بزرگسالان اُتيستيك در زمينه ارتباط كلامي و غير كلامي ‍، رفتارهاي اجتماعي ، فعاليتهاي سرگرم كننده و بازي داراي مشكل مي باشند . اُتيسم يكي از پنج بيماري مي باشد كه در مجموع به آنها “ اختلالات نافذ رشد“ يا به اختصار “پي دي دي “ مي گويند . اين پنج بيماري عبارتند از : اُتيسم ‌، اختلال آسپرگر ، اختلال عدم تمركز دوران كودكي ، اختلال رِت ، و اختلالات نافذ رشد كه با معيارهاي بيماري هاي ذكر شده مطابقت ندارند . هر كدام از اين بيماريها داراي معيارهاي شناخت خاص خود هستند كه توسط انجمن روانشناسي آمريكا مشخص شده اند . در بيماري هاي طيف پي دي دي ، اُتيسم بيشترين تعداد را دارا مي باشد كه تقريبا بين 2 تا 6 كودك از هر 1000 كودك به آن دچار مي شوند ( به نقل از مركز كنترل و پيشگيري بيماريها در آمريكا سال 2001 ) . اين بدين معنا است كه در كشوري مانند ايران با جمعيت حدود 70 ميليون نفر احتمال مي رود حدود 280 هزار بيمار اُتيستيك وجود داشته باشند و فراموش نكنيد كه اين تعداد هر روز در حال رشد مي باشد . طبق مطالعات انجام شده توسط وزارت آموزش و ساير سازمان هاي دولتي آمريكا ، اُتيسم در اين كشور با نرخ رشدي برابر با 10 تا 17 درصد در حال ازدياد است . در ساير كشورها نيز مانند كشور ما اين بيماري در حال رشد نگران كننده اي است كه متأسفانه حركت جدي از طرف سازمانهاي مسئول در جهت شناساندن اين بيماري به جامعه و موارد لازم انجام نشده است .
اُتيسم در سراسر دنيا ديده ميشود و فقط در پسران بيشتر از دخترها مشاهده شده است . به عبارت ديگر نژاد ، مكان زندگي ، ميزان سواد ، وضعيت مالي ، نوع اعتقاد ، شيوه زندگي ، و ... هيچكدام تأ ثيري در شانس بروز اُتيسم ندارند

نشانه هاي عمومي بيماري اُتيسم :

از زماني كه آگاهي عمومي در باره اين اختلال شروع به افزايش كرد ( براي اولين بار دكتر لئو كانر در سال 1943 اين بيماري را به صورت علمي توضيح داد ) ، بيشتر افراد حتي بعضي ازمتخصصين پزشكي و آموزشي هنوز درك درستي از نحوه تأ ثير گذاري اين اختلال بر افراد ندارند و از چگونگي برخورد و درمان اين افراد دانش كافي ندارند . به عبارت ساده تري ميتوان گفت در ميان اين بيماران مي توان افرادي را مشاهده كرد كه تماس چشمي ، رفتار خوب اجتماعي و بعضي از فاكتورهائي را كه در كودكان اُتيستيك مشاهده نمي شود ، داشته باشند ولي در عين حال در ساير فاكتورها با كودكان سالم فرق داشته باشند . به همين دليل تشخيص و تعيين روش درمان و نيز بررسي پيشرفت و مشخص كردن مراحل درمان نيازمند افراد متخصص با دانش كافي مي باشد .
اُتيسم را مي توان يك بيماري با طيف گسترده معرفي كرد . اين بيماري ميتواند نشانه هاي فراواني داشته باشد كه توسط اين نشانه ها اُتيسم را مي توان از درجات خفيف تا شديد درجه بندي كرد . اگرچه اُتيسم رامي توان توسط يك سري از رفتارها تشخيص داد ولي افراد اُتيستيك مي توانند تركيبي از اين رفتارها را داشته باشند و الزاماً نبايد رفتارهاي اختلالي تعيين شده را به صورت يكجا از خود نشان بدهند . ممكن است دو كودك كه يك تشخيص براي آنها داده شده است ، از نظر رفتاري با هم تفاوت نشان بدهند واز نظر مهارت ها نيز با هم تفاوت داشته باشند .ممكن است والدين كلمات متفاوتي را در رابطه با بيماري اين كودكان بشنوند مانند شبه اُتيسم ، متمايل به اُتيسم ، طيف اُتيسم ،اُتيسم با عملكرد بالا و پائين ، با توانائي بالا و پائين . والدين بايد توجه داشته باشند كه مهمتر از عنوان بيماري ، پرداختن به درمان آن است . بايد در نظر داشت كه اين كودكان با درمان مناسب و به موقع مي توانند مطالب را بياموزند ، رفتارهاي درست را از خود نشان داده و در آينده مانند افراد عادي زندگي كنند . اما بدست آوردن اين اهداف مستلزم درمان به موقع و درست ، تحمل مشكلات و سختي هاي مربوط به اين درمان است .
هر شخص اُتيستيك مانند بقيه افراد جامعه داراي شخصيت مختص به خود است و مانند تمامي افراد خصوصيات خاصي را دارا مي باشد .بعضي از اين كودكان ممكن است كه از نظر گفتاري تأخير كمي داشته و بتوانند با كمي كمك، ارتباط كلامي مناسبي را با ديگران بر قرار كنند ولي همين كودكان ممكن است از نظر ارتباطات اجتماعي رفتار مناسبي را از خود نشان ندهند . گاهي اين كودكان براي شروع صحبت و تبادل كلامي ممكن است مشكل داشته باشند . افراد اوتيستيك معمولا در مكالمات ، يكطرفه رفتار مي كنند يعني فقط در رابطه با چيزي كه خود علاقه دارند صحبت مي كنند و از صحبتهاي طرف دوم چيزي نمي فهمند . در بعضي از اين كودكان خشونت و خود آزاري نيز مشاهده مي شود . در افراد اُتيستيك ممكن است رفتارهاي زير نيز بروز كند :
1- اصرار بر يكنواختي و مقاومت در برابر تغييرات.
2-در بيان نياز هاي خود دچار مشكل هستندو به جاي استفاده از كلمات از اَداها و اشاره استفاده مي كنند .
3-تكرار كلمات ،خنده نابجا ، گريه بي مورد ، نشان دادن استرس و نگراني بي علت .
4-ترجيح مي دهند كه تنها باشند.
5-پرخاشگري
6-به سختي با ديگران رابطه برقرار مي كنند .
7-دوست ندارند كه كسي را بغل كنند و يا اينكه كسي آنها را بغل كند .
8-تماس چشمي ندارند و يا اينكه بسيار كم است .
9-با روشهاي معمول آموزشي نمي توانند چيزي بياموزند.
10-بازي هاي غير عادي انجام مي دهند.
11- اشياء در حال چرخش را دوست دارند و خود نيز سعي مي كنند اشياء را به حالت چرخش در بياورند .
12-دلبستگي غير عادي به بعضي از اشياء پيدا مي كنند .
13-از نظر احساس درد حساسيت بالاتر و يا پائين تري نسبت به افراد عادي دارند .
14-ظاهراً از چيزي نمي ترسند .
15-از نظر فعاليت هاي فيزيكي ، فعاليت زيادتر و يا كمتري نسبت به كودكان سالم دارند .
16-حركات بدني آنها به صورت نرم و عادي نيست .
17-اگرچه آزمايشات شنوائي بر روي آنها سالم بودن شنوائي آنها را ثابت مي كند اما در برابر نام خود و دستورات
كلامي خود را بي تفاوت نشان مي دهند .
براي بيشتر ما واضح است كه مجموع حواس پنجگانه به ما كمك مي كنند تا بدانيم كه چه چيزهائي را تجربه مي كنيم . براي مثال حواس لامسه ، بويائي و چشائي در تجربه خوردن يك هلو رسيده به ما كمك مي كنند .براي كودكان اُتيستيك مشكلات حواس پنجگانه معمول است . ممكن است كه اين كودكان از نظر يك حس و يا چند حس در سطح غير عادي قرار داشته باشند يعني يا حساسيت بيشتري داشته باشند و يا اينكه در آن حس بسيار كُند باشند . ممكن است رايحه اي كه همه آنرا دوست دارند باعث آزار كودك اُتيستيك بشود و يا اينكه يك مزه معمولي كودك را ناراحت كرده و كودك از غذاهائي كه آن مزه را دارا مي باشند بگريزد. بعضي از كودكان اُتيستيك به برخي از صداها نيز حساس هستند و ممكن است كه برخي از صداهائي كه ما روزانه به طور عادي مي شنويم باعث رنجش آنها بشود . متخصصين معتقدند كه اين نابهنجاريها در كودكان اُتيستيك ناشي از اختلال در مجموعه حواس آنها مي باشد .
يكي ديگر از مشخصات كودكان اُتيستيك عدم نشان دادن علاقه و عاطفه در رابطه با اطرافيان است . البته اين مورد هم مانند ساير موارد مي تواند استثناء نيز داشته باشد . ولي والدين نبايد به اين دليل از نشان دادن علاقه خود به كودك كوتاهي كنند و بايستي عواطف خود را در برابر كودك به طور طبيعي بروز دهند تا كودك از آنها به تدريج نشان دادن احساسات خود را بياموزد .

علل بروز اُتيسم :

تا كنون هيچ علت مشخصي براي اُتيسم كشف نشده است ولي مشخص شده است كه عملكرد غير عادي مغز باعث ايجاد حالات اُتيسم مي شود . اسكن هاي مغزي در بعضي موارد نشان داده است كه مغز كودكان اُتيسيك از نظر اندازه و ساختار با مغز كودكان سالم متفاوت است . در حال حاضر تحقيقات فراواني در رابطه با احتمال دخالت عوامل ژنتيكي و عوارض داروئي در بروز اُتيسم در حال انجام است .در بعضي از خانواده ها مشاهده شده است كه اُتيسم مانند بيماريهاي ژنتيكي از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود كه اين خود مي تواند تئوري ژنتيكي بودن اُتيسم را در بعضي موارد ثابت كند .ولي در بسياري از موارد هم مشاهده شده است كه سابقه اُتيسم درخانواده و يا اقوام وجود نداشته است .همچنين در بعضي از كودكان مشخص شده است كه در بدو تولد نشانه هائي از اُتيسم را دارا مي باشند ولي اين مورد هم عموميّت ندارد . هنوز محققين نتوانسته اند علت خاصي را به تنهائي براي ايجاد بيماري اُتيسم كشف كنند و ميتوان يك سري علل را در بروز آن مؤثر دانست .محققين ديگري نيز معتقدند كه تحت شرايط خاصي تعدادي از ژنهاي ناپايدار باعث اختلال در عملكرد مغز و در نهايت بروز اُتيسم مي شوند .تعداد ديگري از محققين نيز بر روي احتمال بروز اُتيسم در دوران بارداري تحقيق مي كنند . آنها معتقدند كه يك عامل ويروسي ناشناخته ، اختلال متابوليسمي ، و يا آلودگي به مواد شيميائي محيطي در دوران بارداري مي تواند عامل ايجاد اين بيماري باشد. احتمال بروز اُتيسم در كودكاني كه بيماري هائي مانند سندرم ژن ايكس حساس ، توبروس سلروسيس ، سندرم روبلا ، و فنيل كتنورياي درمان نشده داشته باشند بيشتر است .بعضي از مواد خطرناك مانند جيوه نيز كه در دوران بارداري وارد بدن مادر شوند مي توانند احتمال بروز اُتيسم را افزايش دهند .
در سالهاي اخير سئوالي در مورد رابطه واكسيناسيون و بروز اُتيسم مطرح شده است كه همچنان مورد بحث است . در سال 2001 در آمريكا تحقيقاتي در اين مورد انجام شد كه در آن رابطه واكسن “ ام ام ار “ و اُتيسم بررسي شد. در اين تحقيقات معلوم شد كه در برخي از كودكان اين واكسن باعث بروز بيماري اُتيسم شده است .با اين حال محققين ديگر اين بررسي ها را كافي ندانسته و خواهان تحقيقات بيشتر هستند .
به هر حال علت اُتيسم هر چه كه باشد ، بايد بدانيم كه اين كودكان يا با اُتيسم بدنيا مي آيند و يا اينكه آمادگي ابتلاء به آن را دارند.اين بيماري برخلاف آنچه كه تصور مي شد به خاطر بدي تربيت و يا عدم توانائي والدين در بزرگ كردن كودك نمي باشد . اُتيسم يك بيماري رواني نيست. كودكان اُتيستيك قابل درمان هستند و نبايد از آنها قطع اميد شود و نيز بهتر است بدانيد كه هيچ عامل رواني شناخته نشده است كه باعث بروز اُتيسم دركودكان شود .
تشخيص اُتيسم :

براي تشخيص اين بيماري هيچ تست پزشكي وجود ندارد.براي تشخيص اُتيسم در يك كودك بايد رفتار ، ارتباط و سطح رشد ذهني كودك به دقت بررسي شود . از آنجائي كه بعضي از علائم اين بيماري با بعضي از بيماري هاي ديگر مشترك است ممكن است متخصصين آزمايشها و تست هاي پزشكي متفاوتي را براي كودك تجويز كنند تا از وجود يا عدم وجود مشكلات ديگر در كودك مطمئن شوند.
با يك بررسي كوتاه در يك جلسه ممكن نيست كه بتوان به طور قطع وجود اُتيسم را در كودكي ثابت كرد. مشاهدات والدين و بررسي كامل مراحل رشد كودك از لازمات تشخيص اُتيسم در يك كودك مي باشد . در نگاه اول ممكن است كودك اُتيستيك به نظر عقب مانده ذهني ، داراي اختلال رفتاري ، داراي مشكل شنوائي و يا داراي رفتارهاي عجيب به نظر برسد .البته ممكن است تمام اين علائم در يك كودك اُتيستيك وجود داشته باشند كه اين امر خود باعث مشكلتر شدن تشخيص مي شوند .به هر حال در ابتداي امر بايستي معاينه دقيق و كاملي از كودك به عمل آيد زيرا به اين ترتيب مي توان يك برنامه مناسب و دقيق براي كمك به كودك اُتيستيك و درمان او تهيه كرد .
تشخيص زودهنگام :
تحقيقات نشان داده است كه تشخيص زودهنگام اُتيسم در درمان و بهبود وضعيّت كودكان مبتلا بسيار مؤثر است. هر چقدر زودتر بتوان اُتيسم را در يك كودك تشخيص داد ، زودتر هم مي شود از برنامه هاي درماني براي كمك به اين كودكان بهره برد .
روشهاي تشخيص :
علائم و نشانه هاي اُتيسم ممكن است در زمان نوزادي بروز كنند و شايد هم اين اتفاق نيافتد ولي نشانه هاي اين بيماري حتماً بين 24 ماهگي الي 6 سالگي خود را نشان خواهند داد . يك دكتر متخصص بايستي يك سري سئوالات مشخص و دقيقي در رابطه با چگونگي رشد جسمي و ذهني كودك تهيه كرده و جواب آنها را از طريق والدين و مشاهدات دقيق بدست آورد .
انجمن ملي پرورش و سلامت كودكان در آمريكا اين پنج سئوال اوليه را براي يك معاينه از كودك اُتيستيك تهيه كرده است :
1-آيا كودك شما تا قبل از 12 ماهگي صدا سازي و نجوا داشته است ؟
2-تا قبل از 12 ماهگي آيا كودك شما از اشاره ، اَداها و يا گرفتن دست ديگران و همينطور باي باي كردن استفاده
كرده است ؟
3-آيا كودك شما تا قبل از 16 ماهگي از كلمات تنها استفاده كرده است ؟
4-آيا كودك تا قبل از 24 ماهگي از تركيب دو كلمه استفاده كرده است ؟
5-آيا كودك هيچ كدام از مهارتهاي كلامي و اجتماعي خود را از دست داده است ؟
در صورت جواب منفي به چهار سئوال اول و جواب مثبت به سئوال آخر احتمال وجود اُتيسم در كودك داده مي شود . البته باز هم يادآور مي شويم كه براي تشخيص قطعي نياز به بررسي هاي بسيار دقيق و جامعي مي باشد كه بايد توسط افراد متخصص و آگاه صورت بگيرد .براي يك بررسي دقيق و كامل يك كودك مظنون به اُتيسم بايستي توسط متخصص اطفال ، روانشناس ، مشاور آموزش و ياد گيري كودكان ، متخصص اعصاب ، متخصص گفتار درماني و ساير متخصصين در زمينه اُتيسم معاينه شود .

مشاوره با متخصصين :

اگر كودك از طرف شما و يا دكتر مخصوص خود مظنون به اُتيسم باشد به هر حال بايستي توسط شخصي كه در زمينه اُتيسم تخصص دارد معاينه دقيق شود .ممكن است اين فرد يك روانشناس ، روانپزشك و يا يك متخصص رشد اطفال باشد .گاهي ممكن است براي يك تشخيص دقيق و درمان به يك تيم متخصص نياز شود اين تيم مي تواند از افراد زير تشكيل شود :
1-متخصص رشد در اطفال : اين فرد مي تواند مشكلات سلامتي و رشد در كودكان را درمان كند.
2-روانپزشك كودك : اين فرد مي تواند در تشخيص اوليه كمك كرده و در صورت نياز داروهائي را براي كمك به كودك تجويز كند .
3-روانشناس كودك : در شناخت عادات و حالات رواني كودك كمك كرده و ناتواني هاي كودك در زمينه هاي رشد ذهني ،رواني ، و اجتماعي را بررسي مي كند . همچنين يك روانشناس مي تواند در بهبود رفتاري كودك و افزايش مهارتهاي اجتماعي كودك به شما كمك كند .
4-رفتار درمان :اين شخص مي تواند علاوه بركمك به بهبود توانائي هاي كودك در كارهاي روزانه مانند لباس پوشيدن ، غذا خوردن و ساير كارهاي استقلالي، همچنين در بهبود وضعيت حواس پنجگانه ،قدرت تشخيص ،و ساير توانائي هاي كودك او را ياري كند.
5-كار درمان : يك كار درمان كودك را در استفاده درست از عضلات و اندامهاي بدن براي انجام كارهاي بزرگ و كوچك بدني مي تواند ياري كند .
6-گفتار درمان :در بهبود وضعيت گفتار كودك و افزايش توانائي او در مهارتهاي كلامي بسيار مؤثر است .
7-مشاور خانواده :اين شخص مي تواند علاوه بر راهنمائي در امر روابط شما با كودك خود، شما را در بهره وري بهتر از منابع و مراكز موجود در جامعه براي كمك به درمان كودك كمك كند .
بسيار مهم است كه متخصصين و والدين همكاري بسيار نزديكي با هم در درمان كودك داشته باشند زيرا به اين ترتيب بيشترين بازده را بدست خواهيد آورد .همانطور كه متخصصين از تخصص و تجربه خود براي درمان كودك
شما استفاده مي كنند ، شما نيز به عنوان كساني كه توانائي ها و خصوصيات كودك را بهتر از هر كس ديگري مي شناسيد ، مي توانيد در ياري رساندن به كودك و پيشرفت مراحل درماني مؤثر باشيد . هنگامي كه يك برنامه درماني براي كودك شروع شود تبادل اطلاعات ميان والدين و درمانگران و گفتگوي منظم ميان آنها مي تواند در پيشبرد برنامه درماني و پيشرفت كودك بسيار مهم باشد .در اينجا ما به نمونه هائي از راهنمائي هاي لازم اشاره مي كنيم :
اطلاعات خود را افزايش دهيد . تا جائيكه مي توانيد معلومات خود را درباره توانائي هاي كودكتان افزايش دهيد تا به اين ترتيب بتوانيد فرد مؤثري در برنامه درماني باشيد و بيشتر مراقب رفتار و عملكرد كودك باشيد .اگر از اصطلاحات مورد استفاده درمانگران چيزي سر در نمي آوريد از آنها بخواهيد تا براي شما توضيح بدهند .
خود را هميشه آماده نگاه داريد .شما هميشه بايد آماده باشيد تا در مواقع لزوم با متخصصين ، درمانگران و مسئولان مدارس و مراكز درماني ملاقات كنيد .سئوالات خود را از قبل تهيه كرده آنهارا بنويسيد و جوابهاي آنهارا نيز يادداشت كنيد .
براي برنامه درماني بايستي سازماندهي داشته باشيد.بسياري از والديني كه برنامه درماني موفقي داشته اند كساني بوده اند كه تمامي مراحل درمان را زير نظر داشته و از كارها ئي كه انجام شده و بايد انجام شود گزارش تهيه كرده و بررسي مي كرده اند.
برقراري ارتباط بسيار مهم است . شما بايد بياموزيد كه چه در موارد مثبت و چه در موارد منفي بايد با متخصصين و درمانگران صحبت كنيد و تمامي موارد لازم را مورد بحث و گفتگو قرار دهيد .شما بايد به طور واضح دلايل موافقت و يا عدم موافقت خود با مسايل پيش آمده را با درمانگران و متخصصين مربوطه در ميان بگذاريد تا مشكلات موجود با كمك يكديگر حل شود.
عبور از مرحله تشخيص :
اغلب عبور از اين مرحله براي خانواده ها بسيار مشكل و دردآور است . اين احساس كاملا عادي و طبيعي مي باشد ولي فراموش نكنيد كه بعد از تشخيص اُتيسم در يك كودك ، زندگي همچنان وجود دارد و بايد زندگي كرد. زندگي مي تواند حتي براي يك كودك اُتيستيك هم لذّت بخش و جالب باشد و همينطور براي كساني كه با اين كودك زندگي كرده و به او عشق مي ورزند . اگرچه براي درمان اين كودكان راه سخت و طولاني در پيش است ولي فراموش نكنيم كه عشقي كه خداوند در قلب پدر و مادر قرار داده و تمامي لذّتهائي كه يك پدر و مادر از شيرين زبانيها و بودن با فرزند خود دارند مي تواند اين راه دشوار را قابل تحمل كرده و آينده اي پر از اميد و شادي را رقم بزند.

فصل دوم :درمان ، تعليم و تربيت

نگاه كلّي :
براي والدين دانستن اين مطلب كه كودك آنها اُتيسم مي باشد تجربه تلخ و دردناكي است . براي بسياري از خانواده ها ممكن است اين تشخيص بسيار تكان دهنده و غيره منتظره باشد ، بعضي از والدين هم ممكن است ماه ها و يا سالها به دنبال اين باشند كه با انجام آزمايشات دقيق تر عدم وجود اُتيسم را در كودك خود ثابت كنند .به هر حال والدين كودكاني كه به تازگي متوجه اين حقيقت شده باشند سئوالهاي بدون جواب بسياري در پيش روي خود مي بينند . در دهه هاي گذشته معمولا اين كودكان را در مراكز نگهداري كودكان معلول ذهني قرار مي دادند . متخصصين اطلاعات كمي در مورد اين بيماري و راه هاي در مان آن داشتند و همچنين خدمات اجتماعي كمي براي اين بيماران وجود داشت . امروزه اگر چه هنوز محققين و متخصصين در حال تحقيق بر روي علل و درمان اين بيماري مي باشند ولي نسبت به سالهاي گذشته پيشرفت چشمگيري را مشاهده مي كنيم . به اين ترتيب آينده روشنتري را مي توانيم براي اين كودكان انتظار داشته باشيم . هم اكنون در بسياري از كشورها خدمات اجتماعي مناسبي براي اين افراد و والدين آنها تدارك ديده شده است و روشها ، داروها و مراكز قابل توجهي براي كمك به بيماران اُتيستيك فراهم شده است .
در حالي كه هنوز درمان مشخصي براي اُتيسم پيدا نشده است ولي روشهاي درماني مناسبي وجود دارند كه با آنها مي توان به اين كودكان كمك كرد تا از توانائي هاي بيشتري بهره مند شده و حتي نمونه هائي نيز از بهبود كامل ديده شده است . اين روشهاي درماني علاوه بر اينكه كمك مي كنند تا رفتارهاي اختلالي كودك كم شوند ، همچنين كار هاي استقلالي را نيز به كودك مي آموزند تا كودك بتواند به طور مستقل نيازهاي خود را برآورده وبه تدريج به يك زندگي عادي برسد . از آنجائي كه رفتارها و اختلالات در كودكان اُتيستيك بسيار متفاوت و متغير است ، تا كنون چندين برنامه درماني براي آنها مد نظر قرار گرفته است كه هر كدام موفقيتهائي نيز به دنبال داشته اند . در درمان كودكان اُتيستيك بايد حتما اين مورد در نظر گرفته شود كه روش درمان براي هر كودك بايد متناسب با توانائي ها و شدت اختلالات او برنامه ريزي شود .
لطفاً به ياد داشته باشيد كه مطالب ذكر شده در اينجا جهت درمان و تشخيص نمي باشد و فقط براي افزايش اطلاعات شماست ، براي تشخيص وداشتن يك برنامه درماني حتماً بايد با متخصصين اُتيسم مشورت كنيد .

روشهاي درماني و تربيتي :
مطمئناً در مسير افزايش اطلاعات خود در مورد اُتيسم با روشهاي درماني زيادي روبرو خواهيد شد مانند آموزش از طريق شنوائي ، آموزش جزء به جزء ، ويتامين درماني ، درمان با رژيم غذائي بدون غلات ، برقراري ارتباط آسان ، موسيقي درماني ، بازي درماني ، كار درماني ، وبهبود مجموعه حواس .به طور كلّي مي توان تمامي اين روشها را به دو دسته تقسيم كرد : درماني و تربيتي .روشهاي درماني شامل : تصحيح رفتاري و روش بهبود ارتباط ،روشهاي رژيمي و داروئي ،و روشهاي تركيبي مي باشند . كارآئي بعضي از روشهاي درماني توسط تحقيقات و آمار ثابت شده
است و بعضي نيز نتايج چشمگيري نداشته اند .بعضي از والدين مايلند كودك آنها فقط با روشهائي كه كارآئي آنها ثابت شده است تحت درمان قرار گيرند . ولي به خاطر داشته باشيد كه همه كودكان اُتيستيك مانند هم نيستند و ممكن است كه روشي كه براي يك كودك مؤثر بوده براي كودك ديگر تأ ثير چنداني نداشته باشد . ما توصيه مي كنيم كه براي انتخاب يك روش درماني مناسب و مؤثر حتماً تمامي جوانب را در نظر گرفته و با متخصصين اُتيسم مشورت كنيد .بهتر است قبل از هر كاري از توانائي ها و ناتواني هاي كودك خود شناخت كاملي پيدا كنيد .
به عنوان والدين طبيعي است كه بخواهيد هر چه سريعتر كاري بكنيد . به هر حال بسيار مهم است كه براي شروع تغييرات زيادي را بر كودك تحميل نكنيد زيرا تغييرات در اين كودكان باعث استرس و ناراحتي بيشتر مي شوند .
بهتر است در ابتدا با تحقيق و مطالعه روش مناسب براي كودكتان را انتخاب كنيد و برنامه ريزي درستي را قبل از شروع برنامه درماني داشته باشيد . شما مي توانيد با مراجعه به اينترنت منابع اطلاعاتي بسياري را پيدا كنيد كه در امر افزايش اطلاعات و بررسي روشهاي درماني متفاوت سودمند هستند . در بسياري از اين سايت ها مي توانيد تجارب خانواده هائي را كه روشهاي متفاوت را براي درمان كودكان خود استفاده كرده اند مطالعه كنيد .همچنين شما مي توانيد نظرات و تئوري هاي متخصصين اُتيسم در مورد علل بروز و نحوه درمان اين كودكان را مشاهده كنيد . ممكن است در ابتدا از فراواني اطلاعات موجود در اينتر نت كمي گيج شويد ولي با اندكي تحمل و صرف وقت خواهيد توانست اطلاعات خود را افزايش داده و روشهاي مناسب براي كودك خود را پيدا كنيد . اين شما هستيد كه با كودك اُتيستيك خود هر روز زندگي مي كنيد و اين شما هستيد كه بهتر از هر كس ديگري او را مي شناسيد پس بهتر است به خود ايمان داشته باشيد و در راه درمان او مصمم و با اراده قدم بگذاريد . فراموش نكنيد كه اين كودكان كسي را جز شما ندارند !
پس از اينكه از اُتيسم و روشهاي درماني آن به اندازه كافي مطلع شديد حتماً در پي آن خواهيد بود كه جائي را براي كمك به كودك خود و شروع درمان مناسب پيدا كنيد . ممكن است تعداد انگشت شماري متخصص اُتيسم در اطراف خود پيدا كنيد ولي متأسفانه هنوز در كشور ما ايران به اين بيماري و نيازهاي اين بيماران توجه كافي نشده است . شما مراكزي را خواهيد يافت كه با كمال ميل و با همدلي سعي در كمك كردن به كودك شما دارند ولي اين مراكز اختصاصي نيستند و براي كودكان معلول ذهني و جسمي راه اندازي شده اند . شما مي توانيد از افراد متخصص در كار درماني ، گفتار درماني ، و بازي درماني اين مراكز كمك بگيريد و اگر اين اشخاص در زمينه اُتيسم نيز كار كرده باشند مي توانند نتايج بهتري را بدست آورند . متأ سفانه در هيچكدام از اين مراكز نمي توانيد روشهاي ذكر شده براي كودكان اُتيستيك را به صورت كامل و منسجم بيابيد . اميدواريم هر چه زودتر مسئولين و افراد تصميم گيرنده در امر كمك به كودكان داراي مشكلات جسمي و ذهني اقداماتي را در جهت كمك به كودكان اُتيستيك و خانواده هاي آنها تصميماتي را اتخاذ كنند .
افراد اُتيستيك نيز مانند ساير انسانها هستند . آنها نيز نقاط ضعف و قوت دارند . انها نيز احساس داشته و نيازهائي دارند .تنها تفاوت افراد اُتيستيك با سايرين اين است كه اين افراد ناتواني هائي را در مجموع دارند كه شايد هر كدام از اين ناتواني ها را جدا جدا در ساير افراد نيز بتوانيد ببينيد . بعضي از كودكان اُتيستيك حتي از نظر درجه هوشي از افراد معمولي بالاترند و بعضي ها نيز پائين تر . براي كمك به اين افراد نياز است كه مربيان و درمانگران مطالعات كافي و مناسبي را داشته باشند تا بتوانند هر چه مؤثرتر و مناسب تر با اين بيماران كار كنند . بعضي از كودكان اُتيستيك نياز دارند تا بيشتر در زمينه رفتارهاي اجتماعي با آنها كار شود . بعضي نيازمند تصحيح رفتارهاي تهاجمي و
خودآزاري هستند . تقريباً هيچ برنامه تنهائي وجود ندارد كه بتوان گفت دربرگيرنده همه اين نيازها در كودكان اُتيستيك باشد پس لازم است كه از برنامه اي و يا برنامه هائي استفاده شود كه در برگيرنده بيشترين نيازهاي كودك شما باشد . به هر حال هر برنامه و يا برنامه هاي درماني كه براي كودك خود انتخاب مي كنيد بايستي حداكثر نيازهاي كودك شما را برآورده كند و در دوره هاي زماني مناسب ( با تشخيص متخصصين و درمانگران ) بازنگري و بررسي شود تا از كارآمد بودن و تأثير مثبت آن اطمينان حاصل شود .

روشهاي درماني
در ادامه ما به چند روش درماني موجود براي كودكان اُتيستيك اشاره خواهيم كرد .اين برنامه ها براي كودكان زير 3 سال طراحي شده اند ولي مي توان از آنها براي كودكان بزرگتر هم بهره برد . يادآور مي شويم كه اين روشها براي آشنائي مي باشد و اين مبحث هيچ روشي را براي كودك شما توصيه نمي كند . همانطور كه قبلاً ذكر كرديم انتخاب روش مؤثر بايد با مشورت متخصص اُتيسم و در نظر گرفتن همه جوانب باشد . بسيار مهم است كه شما خصوصيات ، اختلالات و سطح هوشي كودك خود را خوب بشناسيد و در برنامه درماني او روشهائي را كه ميتوانند بهترين نتايج را بدهند منظور كنيد . ممكن است شما تمامي نيازهاي درماني كودك خود را در يك برنامه پيدا نكنيد در اين صورت بهتر است با مطالعه دقيق در ساير برنامه هاي درماني روشهائي را كه به كودك شما كمك مي كنند انتخاب كرده و در برنامه درماني او قرار دهيد . تمامي متخصصين در امر اُتيسم معتقدند كه تشخيص زودهنگام و شروع درمان در سنين كم بهترين نتايج را دربر خواهند داشت . اگر كودك هر چه زودتر در برنامه درماني قرار گيرد ، زودتر هم به سطح رفتارهاي عادي خواهد رسيد . همچنين افراد متخصصي كه بر روي كودكان اُتيستيك سالها كار كرده اند معتقدند هر چه برنامه درماني منظم تر و داراي ساختار دقيقتري باشد مي توان نتايج بهتري را بدست آورد . با توجه به مشكلات و اختلالات خاصي كه در بيماران اُتيستيك مشاهده مي شود يك برنامه درماني مناسب بايد اين نيازها را برآورده كند : رشد و بهبود رفتارهاي اجتماعي كودك ، توانائي برقراري ارتباط ، تصحيح رفتاري ، و بهبودي مشكلات مجموعه حواس پنجگانه . گاهي يك برنامه از متعلقات زيادي براي كمك به فرد اُتيستيك برخوردار است .براي مثال برنامه درماني يك كودك مي تواند شامل گفتار درماني ، رشد و بهبود رفتارهاي اجتماعي و دارو درماني باشد و برنامه درماني كودك ديگر از رشد و بهبود رفتارهاي اجتماعي ، بهبود مجموعه حواس پنجگانه و تغييرات رژيم غذائي تشكيل شده باشد .

برنامه هائي براي كودكان زير 3 سال :
اگر كودك شما زير 3 سال سن دارد مي تواند از شانس درمان زودهنگام بهره ببرد . كودك شما مي تواند به دو طريق از اين برنامه درماني زودهنگام بهره ببرد ، يا از طريق درمان در خانه و يا در مراكز درماني . برنامه درماني در خانه مستلزم اين است كه يك تيم درمانگر به خانه شما آمده و برنامه درماني را در خانه پياده كنند . در نوع ديگر كه درمان در مركز مي باشد اين شما هستيد كه بايد كودك را مرتباً به مركز برده و تحت درمان قرار دهيد . در هر دو صورت افرادي كه با كودك شما كار مي كنند بايد كساني باشند كه در زمينه اُتيسم تخصص و تجربه داشته و برنامه درماني را به خوبي فهميده باشند . كمك هاي ديگر نيز با توجه به نياز كودك بايد براي او تهيه گردد مانند كاردرماني ، گفتار درماني و يا بازي درماني .
به عنوان والدين كودك اُتيستيك شما بايد فعاليّت بيشتري نسبت به ساير افراد تيم درماني داشته باشيد . اين شما هستيد كه كودك خود را بهتر از ديگران مي شناسيد و مي توانيد به متخصص مربوطه و درمانگران در رابطه با انتخاب و اجراي برنامه درماني كمك زيادي بكنيد . تبادل تجربيات و اطلاعات ميان والدين و درمانگران بسيار مهم و حياتي است و مي تواند در پيشبرد برنامه درماني و پيشرفت كودك بسيار مؤثر باشد . توصيه مي كنيم براي استفاده از امكانات موجود در جهت كمك به اين كودكان و درمان زودهنگام با مراكز بهزيستي نزديك محل زندگي خود تماس بگيريد و از خدمات آنها به اين بيماران استفاده كنيد .
از آنجائي كه هيچ كودك اُتيستيك مانند كودك اُتيستيك ديگر نيست ، برنامه درماني مناسب براي يك كودك نيز ممكن است براي كودك ديگر مؤثر نباشد . همين امر باعث شده است كه كار ارزيابي و ارائه برنامه هاي درماني مشكل تر باشد . يكي از محققين و متخصصين اُتيسم بيان مي كند كه بهتر است هر كدام از مشكلات فرد اُتيستيك را به عنوان يك بيماري فرض كرده و در انتخاب برنامه سعي شود كه راه حل هاي اين مشكلات در برنامه گنجانده شوند . شما مي توانيد ليستي از كارهائي را كه كودك شما مي تواند و نمي تواند انجام دهد تهيه كرده و در انتخاب برنامه دقت كنيد كه آيا برنامه مورد نظر جوابگوي اين موارد مي باشد يا نه . دانستن اين اختلالات يادگيري در كودكان مي تواند به شما كمك كند تا بدانيد كه آيا روشي را كه انتخاب مي كنيد مؤثر خواهد بود يا نه . دانستن نقاط قوّت كودك نيز بسيار مهم است زيرا به اين ترتيب مي توانيد از انجام كارهاي اضافه با كودك خودداري كرده و بيشتر به نقاط ضعف او بپردازيد .
انجمن اُتيسم آمريكا چند معيار را ارائه داده است كه مي توان با استفاده از آنها مؤثر بودن يك برنامه درماني را تشخيص داد :
آيا برنامه درماني به كودك صدمه اي خواهد زد ؟ در صورت شكست برنامه درماني چه تأثيراتي منفي بر كودك و خانواده وارد خواهد شد ؟ آيا اين برنامه درماني از نظر علمي بررسي و تأييد شده است ؟ آيا روشهاي ارزيابي مشخصي در اين برنامه گنجانيده شده است ؟ اين برنامه در مورد ساير كودكان چه مقدار موفقيّت داشته است ؟
چه تعدا از كودكاني كه با اين برنامه تحت درمان قرار گرفته اند توانسته اند به مدارس عادي بروند و چه تعداد نتوانسته اند؟آيا درمانگران تعيين شده تجربه و علم كافي براي كار با كودكان اُتيستيك را دارند ؟ فعاليت ها و تمرينات چگونه برنامه ريزي شده اند ؟ كودك در اين برنامه چه مقدار مورد توجه قرار گرفته است ؟ پيشرفت كودك به چه نحوي اندازه گيري خواهد شد ؟ آيا رفتار و پيشرفت كودك به دقت مورد بررسي و ثبت قرار خواهد گرفت ؟ آيا كودك به درستي مورد تشويق و تحريك قرار خواهد گرفت؟ آيا محيط اختصاص يافته براي محل تمرينات به درستي از چيزهائي كه ذهن كودك را پريشان مي كند خالي شده است ؟ آيا برنامه درماني به نحوي است كه امكان ادامه آن در خانه باشد ؟ هزينه برنامه ، زمان آن ومحل آن در حدّ و توان والدين مي باشد؟

روشهاي رفتار درماني و بهبود ارتباط
رفتارهاي كودكان اُتيستيك اغلب براي والدين و درمانگران مشكل آفرين و ناراحت كننده است . اين رفتارها ممكن است نامناسب‌، تكراري ، تهاجمي و خطرناك باشد و همينطور ممكن است شامل تكان دادن مكرّر دستها ، حركت مداوم انگشتان ، تكان دادن بدن به جلو و عقب‌ ، گذاشتن اشياء در دهان ، و يا كوبيدن سر به اشياء ديگر باشد .كودكان اُتيستيك همچنين ممكن است به رفتارهاي خودآزاري مانند آسيب زدن به چشمان ، و يا گاز گرفتن
دستان خود عادت داشته باشند .اين كودكان همچنين ممكن است نسبت به درد و سوختگي عكس العملي نشان ندهند .گاهي كودكاني نيز مشاهده شده اند كه بدون دليل به ديگران حمله كرده اند .دلايل بروز اين رفتارها در كودكان اُتيستيك هنوز به طور دقيق يافت نشده است و بسيار پيچيده مي باشد ولي برخي از متخصصين معتقدند كه اختلالات در حواس پنجگانه كودك مي تواند باعث بروز اين رفتارها شوند و كودك با اين رفتارها مي خواهد اين حواس را ارضاء كند .
مهارتهاي ارتباطي نيز ( هم كلامي و هم نوشتاري ) مشكل مهمي در كودكان اُتيستيك مي باشد . آنها نمي دانند كه ارتباط چگونه برقرار شده و چه اهميتي دارد همچنين اين كودكان اغلب در شروع ارتباط و برقراري ارتباط دو طرفه مشكل دارند . بسياري نيز مشكلات گفتاري دارند و ممكن است هيچگاه در طول زندگي خود صحبت نكنند و يا اينكه دير شروع به صحبت كردن بكنند .بعضي از اين كودكان هم ممكن است از مهارت كلامي به نحو نادرست استفاده بكنند مثلاً هر كلمه و يا جمله اي كه به آنها گفته مي شود را تكرار مي كنند ( تكرار طوطي وار ) و يا اينكه فقط از كلمات تك براي ارتباط استفاده مي كنند . البته بايد يادآور شد كه مشكلات ارتباطي مي توانند باعث بروز ناهنجاريهاي رفتاري شوند مثلاً كودكي كه قادر نيست نياز خود را بيان كند ممكن است شروع به فرياد كشيدن و يا خودآزاري كند .
روشهاي فراواني براي بهبود مشكلات اجتماعي،كلامي،حواس ، و رفتارهاي اختلالي تهيه شده است .برخي از اين روشها عبارتند از : اِي بي ِاي ، آموزش جزء به جزء ، فِلور تايم ، داستانهاي اجتماعي ، و بهبود مجموعه حواس پنجگانه .
روش اِي بي اِي Applied Behavior Analysis
بسياري از روشهاي درماني كودكان اُتيستيك بر پايه اصول اين روش تهيه شده اند. اصل مهم اين روش اين است كه رفتارهائي كه مورد تشويق قرار بگيرند احتمال تكرار و افزايش خواهند داشت و رفتارهائي كه مورد توجه قرار نگيرند احتمال حذف شدن آنها وجود دارد .اگر چه اِي بي اِي يك تئوري مي باشد ولي بسياري از مردم از اين اصطلاح براي روشهائي كه با اين اصل كار مي كنند استفاده مي كنند . دو روش مهمي كه بر پايه اين اصل وجود دارند روش آموزش جزء به جزء و لوواس مي باشند .
در روش آموزش جزء به جزء و روش لوواس هر تمريني كه به كودك داده مي شود شامل يك دستور به كودك ، يك عمل از طرف كودك و يك عكس العمل از طرف درمانگر مي باشد .اين روش علاوه بر تصحيح رفتارهاي كودك شامل آموزش مهارتهاي جديد نيز از قبيل مهارتهاي اوليه مانند خوابيدن و لباس پوشيدن تا مهارتهاي پيشرفته مانند برخوردهاي صحيح اجتماعي مي باشد . اين روش ، روشي بسيار دقيق و كامل است .در اين روش معمولاً كودك بين 30 تا 40 ساعت در هفته به صورت انفرادي با درمانگر دوره ديده كار مي كند . هر كار و مهارت جديد به اجزاء كوچكتري تقسيم مي شود . هرگاه كار خواسته شده ازكودك به درستي انجام شود ، كودك مورد تشويق قرار مي گيرد تا در كودك انگيزه تكرار آن و فرمانبري بيشتر شود . اين روش با مخالفت هائي نيز روبرو شده است . برخي از متخصصين معتقدند كه اين روش به احساسات كودك لطمه مي زند و مدت زمان آموزش آن در طول هفته تأثيرات ناخوشايندي بر خانواده ميگذارد. به هر حال آمار و ارقام و تجربه نشان داده است كه تكنيكهاي اِي بي اِي نتايج مثبت و با ثباتي بر روي كودكان اُتيستيك داشته است .
TEACCH
اين روش اولين روشي بود كه در آمريكا براي كودكان اُتيستيك به كار گرفته شد . نام اين روش مخفف عبارت ”درمان و آموزش كودكان اُتيستيك و ناتواني هاي ارتباطي مرتبط با اين بيماري “ مي باشد .در اين روش اعتقاد بر اين است كه محيط زندگي كودك بايد با او تطبيق داده شود نه اينكه كودك با محيط تطبيق داده شود .در اين روش از تكنيك خاصي استفاده نمي شود بلكه برنامه درماني بر اساس سطح عملكرد كودك پايه ريزي مي شود .توانائي هاي كودك بر اساس معيارهاي آموزشهاي رواني بررسي مي شود و تكنيكهاي درماني در جهت بهبود ارتباط ، مهارتهاي اجتماعي و انطباقي طراحي مي شوند .در اين روش به جاي اينكه به كودك يك مهارت و توانائي خاص آموزش داده شود ، سعي بر اين است كه به كودك مهارتهائي آموزش داده شود تا بتواندمحيط اطراف خود و رفتارهاي اطرافيان خود را بهتر درك كند .به عنوان مثال ، برخي از كودكان اُتيستيك هنگام احساس درد شروع به فرياد زدن مي كنند ، در اين روش سعي برآن است كه به كودك آموزش داده شود تا هنگام احساس درد چگونه با برقراري ارتباط آن را به اطرافيان خود بفهماند . اين روش نيز مخالفاني دارد و اين مخالفان معتقدند كه اين روش خيلي خشك و پر شاخ و برگ است . همچنين ممكن است كودك اُتيستيك دريابد كه در برابر عمل خواسته شده چه انتظاري از او مي رود و فرا بگيرد كه بدون فكر ، خلاقيّت و دقت جواب خواسته شده را اجرا كند .
Picture Exchange Communication Systems – PECS
روش ارتباط با تبادل تصوير . يكي از مهم ترين اختلالات در كودكان اُتيستيك عدم توانائي در ارتباط مي باشد. برخي از كودكان اُتيستيك ممكن است صحبت كردن را بياموزند و برخي نيز ممكن است هيچگاه قادر به اين كار نشوند .اين روش ، روش مناسبي براي شروع گفتار و برقراري ارتباط در كودكاني است كه قادر به صحبت كردن نمي باشند .در اين روش بر پايه اصول اِي بي اِي ، به كودك آموزش داده مي شود كه چگونه مي تواند نياز هاي خود را از طريق دادن تصاوير برآورده كند.از امتيازات مهم اين روش اين است كه ارتباط كودك ساده ،قابل فهم ، با تفكر و عمد مي باشد . كودك تصويري را به شما مي دهد و شما بلافاصله مي توانيد منظور او را دريابيد . با اين روش كودك مي تواند با هر كسي ارتباط برقرار كند و تنها كاري كه بايد انجام شود گرفتن و دادن تصاوير است .
Floor Time
اين روش توسط يك روانشناس كودك به نام ” استانلي گرين اسپن “ ارائه شده است .اين روش بسيار شبيه بازي درماني است . در اين روش سعي بر اين است كه ارتباط كودك با يك فرد ديگر از طريق برنامه هاي دقيق بازي بيشتر و مؤثرتر شود. اين روش شامل شش مرحله مي باشد كه كودك در مراحل طي آنها تقليد و چگونه ياد گرفتن را از يك بزرگتر فرا مي گيرد و به عبارتي كودك بايد نرده بام شش پله اي را طي كند .ممكن است كودكان در اين روش با مشكلاتي نيز روبرو شوند مثلا به علت اختلالات حسّي در درك بعضي از تمرينات خواسته شده مشكل پيدا كنند و يا اينكه قادر به انجام برخي از تمرينات بدني موجود در برنامه نشوند .در اين برنامه والدين و درمانگران سعي مي كنند تا پيشرفت كودك را از طريق مسيرهائي كه كودك دوست دارد و با جهت دادن به اين مسيرها ، فراهم كنند تا كودك بتواند شش مرحله پيشرفت موجود در اين روش درماني را طي كند.اين روش به طور مجزا كودك را در بدست آوردن مهارتهاي گفتاري و بدني كمك نمي كند بلكه از نظر احساسي و رواني به كودك كمك مي كند تا كودك بتواند درك بيشتري پيدا كرده و از طريق آگاهي و تجربه مهارتهاي ديگر را نيز بدست آورد .معمولاً از اين روش در كنار روشهاي دقيق تر ديگر مانند اِي بي اِي در ساعات فراغت كودك استفاده مي شود .
Social Stories داستانهاي اجتماعي
اين داستانها براي آموزش مهارتهاي اجتماعي به كودكان اُتيستيك آماده شده اند . از طريق اين داستانها به كودك آموزش داده مي شود كه چگونه احساسات ، منظور ، و برنامه هاي ديگران را درك كنند .در اين روش يك داستان براساس يك موقعيّت و شرايط خاص با اطلاعات فراوان تهيه شده است كه به كودك از طريق گوش كردن به آن كمك ميشود تا بفهمد چه جواب يا عكس العمل مناسب را بايد از خود نشان دهد . اين داستانها معمولاً از سه جزء اصلي تشكيل مي شوند : 1- اطلاعاتي در مورد افراد داستان ، مكان و اجزاء آن 2- احساسات و افكار افراد داستان 3- جوابها و عكس العملهاي مناسبي كه بايد وجود داشته باشند . اين داستانها بايد بر اساس نياز كودك براي او خوانده شوند و حتماً بايد از قول اول شخص مفرد و در زمان حاضر باشند . اين داستانها در صورت همراهي با تصاوير و موسيقي مي توانند تأثير بيشتري داشته باشند . بايستي داستانهاي فراهم شده به گونه اي باشند كه نقاط ضعف كودك را تصحيح كنند . مثلاً كودكي كه از شرائط بخصوصي ترس دارد و يا اينكه در او ايجاد استرس مي كند بهتر است داستانهاي مناسبي در مورد اين شرايط براي او گفته شود.
Sensory Integrationدرك مجموعه حواس
كودكان اُتيستيك اغلب از نظر حس هاي بدن خود داراي مشكلاتي مي باشند . ممكن است اين كودكان داراي آستانه تحريك بالا و يا پائين باشند و يا اينكه مغز آنها قادر نيست از اطلاعات بدست آمده توسط حواس پنجگانه آنها درك درستي از شرايط موجود بدست آورد . در اين روش درماني كه مي تواند توسط بازي درمان ، كاردرمان و يا گفتار درمان انجام شود به كودك كمك مي شود تا بهتر از اطلاعات حسي بهره ببرد .مثلاً اگر كودك با حس لامسه خود مشكل دارد از كودك خواسته مي شود تا اشياء متفاوت با جنسهاي متفاوت را لمس كرده و با آنها كار كند . موسيقي درماني نيز جزئي از اين روش است كه توسط فركانسهاي متفاوت حساسيّت كودك را در برابر برخي اصوات كم و يا زياد مي كند . دكتر ” تِمپِل گراندين “ كه خود يك بيمار اُتيسم بوده است دستگاهي را طراحي كرده است كه با فشارهاي متفاوت بر دست ، حس لامسه را بهبود مي بخشد .قبل از اجراي اين روش درماني ، درمانگر حتماً بايد كودك را به دقت زير نظر گرفته و آشنائي كامل و دقيقي در رابطه با خصوصيات حسي كودك پيدا كند .
درمانهاي رژيمي و داروئي
از آنجائي كه اُتيسم يك طيف از بيماريهاي مشابه است نمي توان گفت كه يك درمان خاص براي همه اين طيف مي تواند مؤثر باشد . ولي به هر حال متخصصين و خانواده ها به اين نتيجه رسيده اند كه با استفاده از چند روش درماني و يا تركيبي از آنها مي توان به كودكان اُتيستيك كمك كرد تا رفتارهاي اختلالي آنها بهتر شده و عملكرد كلّي آنها پيشرفت كند . اين تركيب درماني مي تواند تركيبي از روشهاي روانشناسي و داروئي باشد . تاكنون داروئي يافت نشده است كه از بروز اُتيسم جلوگيري كند و يا اينكه آنرا درمان كند ولي متخصصين و خانواده ها به تجربه دريافته اند كه بعضي از داروهاي استفاده شده در بيماري هاي ديگر ، در بهبود بعضي از اختلالات اُتيسم مؤثر مي باشند . همچنين مشاهده شده است كه تغييرات رژيم غذائي و افزودن برخي ويتامين ها و موادمعدني مي تواند در بهبود برخي از اختلالات اُتيسم مؤثر باشد .در طي ده سال گذشته تحقيقات زيادي در اين مورد انجام شده كه نتايج برخي از آنها حاكي از اين است كه افزودن برخي ويتامين ها مانند ب6 و ب12 و همچنين حذف برخي مواد مانند گلوتن و كازئين از رژيم غذائي كودك مي تواند در بهبود عملكرد سيستم گوارشي ، آلرژي ها و رفتارهاي كودك تأثير مثبت داشته باشد . البته تمامي تحقيقات و بررسي ها اين مطلب را به صورت علمي و قطعي ثابت نمي كنند . تعدادي از داروهاي بيماريهاي ديگر وجود دارند كه در مورد بعضي از كودكان اُتيستيك اثرات مثبت نشان داده اند.اين داروها معمولاً در درمان بيش فعّالي ، اختلالات توجه ، و نگراني در كودكان اُتيستيك مؤثر بوده اند . در اصل مي توان گفت هدف از استفاده دارو در كودكان اُتيستيك ، كاهش رفتارهاي اختلالي در جهت استفاده بهتر و بيشتر كودك از جلسات درماني مي باشد . سعي كنيد در صورتي كه متخصصين براي كودك شما دارو تجويز مي كنند اين سئوالات را از آنها بپرسيد : آيا اين دارو اثرات جانبي در كودك خواهند داشت ؟ چه مقدار در طي روز بايد استفاده شود ؟ به چه نحو بايد استعمال شود ؟ در دراز مدت چه تأثيراتي خواهد داشت ؟ چه كسي و چگونه تأثيرات اين دارو را در كودك بررسي خواهد كرد ؟آيا آزمايشات بخصوصي را قبل از استفاده اين دارو بايد انجام داد ؟ آيا استفاده اين دارو هم زمان با ساير داروها و ويتامين ها مشكلي نخواهد داشت ؟. به هر حال به خاطر داشته باشيد كه استفاده از هر داروئي براي كودكان اُتيستيك بايد حتماً زير نظر متخصص انجام شده و اثرات آن به دقت تحت بررسي باشد .
شايد بتوان گفت يكي از بيشترين ويتامين هاي استفاده شده براي كودكان اُتيستيك ، ويتامين ب مي باشد .اين ويتامين در ساختن آنزيمهائي كه مغز براي فعّاليت خود به آنها احتياج دارد مؤثر است .در 18 تحقيقي كه در مورد اين ويتامين انجام شده است نشان داده شده است كه حدود نيمي از كودكاني كه اين ويتامين در رژيم غذائي آنها بيشتر شده بود ، تأثيرات مثبتي در آنها به وجود آمده بود كه اين تأثيرات شامل بهبود رفتار ، بهبود تماس چشمي ، توجه بيشتر ، و افزايش توانائي يادگيري در اين كودكان بود. در بعضي از كودكان ، روغن جگر ماهي كه حاوي مقادير فراواني ويتامبن هاي آ و د مي باشد تأثيرات خوبي در افزايش تماس چشمي و بهبود رفتاري داشته است . ويتامين س نيز در عملكرد بهتر مغز تأثير دارد و استفاده آن در برخي از كودكان اثرات مثبت داشته است . در صورتي كه قصد استفاده از ويتامين ها را براي كودك خود داشتيد مي بايست حتماً با دكتر متخصص كودك خود مشورت نمائيد و در صورت لزوم آزمايشاتي را انجام دهيد تا مطمئن شويد استفاده بيش از حد معمول اين ويتامين ها اثرات جانبي و مخرب بر روي كودك شما نخواهد داشت . برخي از كودكان اُتيستيك در مورد بعضي از موادغذائي حساسيت هائي از خود نشان مي دهند و حتي ممكن است در مورد آن آلرژي نيز پيدا كنند . ممكن است اين حساسيت ها و آلرژي به صورت رفتارهاي اختلالي در كودك بروز كنند .گزارشهاي فراواني از والدين و متخصصين وجود دارند كه حاكي از آن است كه حذف اين مواد غذائي از رژيم غذائي كودك باعث پيشرفت چشمگير و بهبود رفتاري شده است . در برخي از كودكان اُتيستيك مشاهده شده است كه پروتئين هائي نظير گلوتن و كازئين به خوبي شكسته نمي شوند و باعث بروز مشكلاتي در كودك مي شوند .حذف اين پروتئينها در اين كودكان مي تواند به رفع اختلالت گوارشي در آنها كمك كند و در نتيجه رفتارهاي اختلالي ناشي از آن نيز رفع مي گردند . گلوتن در غلات و كازئين در لبنيات وجود دارند . بايد توجه داشت كه در صورت وجود اين مشكل در كودك شما ، نبايد غلات و لبنيات به يكباره از رژيم غذائي كودك حذف شوند زيرا ممكن است اين قطع ناگهاني خود باعث بروز مشكلات ديگري شود . براي اين منظور بهتر است با يك متخصص تغذيه مشورت شود تا نحوه حذف اين مواد و تغيير مناسب رژيم غذائي به شما آموزش داده شود .
روشهاي درماني مكمل
با وجود اينكه تشخيص زودهنگام و درمان زودهنگام اُتيسم بهترين روش در كمك به اين كودكان و درمان آنهاست ، برخي از والدين و محققين معتقدند كه روشهاي درماني مكمل ديگري نيز وجود دارند كه مي توانند ارتباط كودك با دنياي اطراف و سايرين را بهبود بخشيده و رفتارهاي آنها را بهتر كنند . از انواع اين درمانها مي توان به موسيقي درماني ، هنر ، و حيوان درماني اشاره كرد كه مي توانند به صورت فردي با كودك كار شده و يا در مراكز مخصوص به صورت جمعي كار شوند . در تمامي اين روشها افزايش قدرت ارتباط ، بهبود روابط اجتماعي و افزايش اعتماد به نفس مشترك مي باشد . همچنين اين روشها كمك ميكنند تا كودك بتواند رابطه بي خطر و مفيدي را با درمانگر خود و سايرين برقرار كرده و با آنها مأنوس شود . موسيقي و هنر بخصوص مي توانند در رفع مشكلات حواس پنجگانه كودك مفيد باشند زيرا توسط آنها قدرت درك ، شنوائي و ديداري كودك تقويت مي شوند . حيوان درماني معمولا شامل اسب سواري و شنا با دولفين ها مي باشد . در اين درمانها كودك توانائي هماهنگي عضلات و اندامها را مي تواند بدست آورد همچنين احساس دوست داشتن و اعتماد به نفس نيز از فوائد اين نوع درمان است .
فصل سوم : زندگي با اُتيسم
نگاه كلّي
بزرگ كردن يك كودك اُتيستيك همراه با مشكلات فراواني است و خانواده هاي اين كودكان اغلب درگير استرس هاي فراواني هستند .مقدار شناخت از اُتيسم و آمادگي اين خانواده ها براي مقابله با آن مي تواند كمك بزرگي براي تمامي افراد خانواده ( والدين ، برادران و خواهران ، پدر بزرگ و مادر بزرگ و ... ) باشد . خصوصيات منحصر به فرد هر كودك اُتيستيك باعث شده است كه هر خانواده تجربيات مخصوص به خود را داشته باشد و ممكن است تجربيات خانواده هاي ديگر مفيد واقع نشوند . ما در اينجا مي خواهيم به مطالبي اشاره كنيم كه ممكن است به عنوان ايده هاي اوليه براي خانواده هاي كودكان اُتيستيك در رابطه با آمادگي و مبارزه با اين مشكل، مفيد باشند .
استرس در خانواده
استرس چيزي است كه والدين همگي آنرا تجربه كرده اند . در طول روز استرس هاي فيزيكي را تجربه مي كنيم كه مي توانند در اثر آماده كردن غذا ،حمام بردن بچه ها ، تكاليف خانه آنها و ... باشند . گاهي اوقات اين استرسهاي فيزيكي به وجود آمده ميان والدين و كودكان مي تواند باعث انجام نادرست كارها شود كه خود مي تواند علّت به وجود آمدن استرس هاي رواني گردد.اين نكاتي را كه ذكر كرديم براي تمامي خانواده ها صادق است و خانواده هاي كودكان اُتيستيك بعلاوه اين مشكلات ، استرسهاي خاص ديگري را نيز بايد تحمل كنند .
تحقيقات نشان داده است كه خانواده هاي كودكان اُتيستيك بيشتر از خانواده هاي كودكان عقب مانده ذهني و سندرم داون استرس داشته و با آن درگير هستند . علّت اين امر ميتواند شخصيت هاي خاص كودكان اُتيستيك باشد كودك اُتيستيك ممكن است حتي قادر نباشد كه نيازهاي اوليه زندگي خود را بيان كند . بيشتر اوقات والدين كودك بايد حدس بزنند كه كودك آنها چه مي خواهد ، آيا او تشنه است ؟ آيا او گرسنه است ؟ آيا جائي از بدن او درد مي كند ؟ آيا ... ؟. وقتي كه والدين نتوانند خواست كودك خود را بفهمند در استرس فوق العاده اي قرار مي گيرند و بسيار احساس درماندگي خواهند كرد . از طرف ديگر وقتي كودك نتواند خواست خود را بيان كند ممكن است رفتارهائي مانند خودآزاري و يا ديگرآزاري را در پيش بگيرد كه اين امر نيز خود باعث بيشتر شدن استرس و ناراحتي در اعضاء خانواده مي شود . رفتارهاي تكراري و مقاومتي كودك نيز از طرف والدين بسيار مهم و ناراحت كننده مي باشند زيرا در قدرت يادگيري و پيشرفت او در مراحل درماني اختلال ايجاد ميكنند . ناتوانائي هاي كودك در زمينه مهارتهاي اجتماعي مانند ناتواني در بازي ها نيز در خانواده باعث استرس مي شود . بسياري از كودكان اُتيستيك در خوابيدن و غذا خوردن مشكلاتي دارند . خواب نامناسب و بي موقع و همچنين بد غذائي و محدوديت نوع غذا در اين كودكان علاوه بر ايجاد مشكلات جدّي باعث خستگي جسمي و استرسهاي رواني بيشتر والدين مي شود . به هر حال در خانواده هاي كودكان اُتيستيك هميشه اين گونه مبارزات وجود دارند . عدم تحمل كودك در نشستن بر روي صندلي براي مدت طولاني باعث مي شود كه خانواده نتواند دور هم غذا را صرف كنند . اختلالات خواب در اين كودكان باعث مي شود كه والدين ( و گاهاً ديگران به علت داد و فرياد كودك ) نتوانند خواب مناسب داشته باشند . اختلالات رفتاري و عدم فرمانبرداري باعث مي شود كه خانواده نتواند مانند سايرين در مراسم ها و ميهماني هاي فاميل شركت كند . مثلا ممكن است مادر مجبور شود در خانه بماند تا پدر به همراه بقيه خانواده در مراسمي شركت كند به اين ترتيب خانواده به صورت درست فعاليّت هاي خود را نمي تواند انجام دهد .
از ديگر مشكلات مهم خانواده هاي كودكان اُتيستيك حضور در اجتماعات و بيرون از منزل است . خيره شدن مردم به كودك ، اظهار نظر هاي طعنه دار ، سرزنش والدين ، عدم درك شرايط والدين همگي باعث ناراحتي و افزايش استرس در والدين مي شود كه پرهيز از حضور در اجتماعات از طرف والدين يكي از عواقب آن است .مثلا ممكن است كودك اُتيستيك بدون توجه به چيزي غذاي كسي را از بشقاب او با دست بردارد . همين تجربه كافيست كه والدين از رفتن به ميهماني ها هراس پيدا كرده و به بهانه هاي مختلف از اين كار سر باز زنند .همين كناره گيري ها و فرار از ديگران باعث مي شود كه تعطيلي ها به روز هاي غم انگيز تبديل شوند زيرا خانواده نمي تواند با سايرين ارتباط داشته و از بودن با ديگران و از حضور در تفريحگاه ها لذت ببرد . به اين ترتيب به تدريج والدين از دوستان و اقوام خود كناره گيري مي كنند و تنها مي شوند .اين مسئله باعث ناراحتي هاي بيشتر و افزايش استرس در خانواده خواهد شد .
از ديگر نگراني هاي والدين اين كودكان آينده آنها مي باشد . آنها مي دانند كه هيچ كس مانند آنها از كودك مراقبت نخواهد كرد .آنها با تمام وجود سعي مي كنند كه كودك احساس راحتي كرده و كمتر ناراحتي داشته باشد . والدين نگران اين هستند كه آيا بعد از آنها نيز كودكشان در راحتي و آسايش خواهد بود ؟
مسئله مالي از ديگر مشكلات خانواده هاي كودكان اُتيستيك مي باشد . داشتن يك كودك اُتيستيك در خانواده يعني صرف پول زياد براي آزمايشات ، جلسات تشخيص ، اجراي برنامه درماني در خانه ، و روشهاي درماني و داروئي ديگر . از آنجائيكه در بسياري از موارد يكي از والدين مجبور هستند كه هميشه با كودك باشند و در برنامه آموزشي شركت داشته باشند ، به ناچار فقط يكي از والدين مي تواند كار كند و ديگري بايد از كار كردن چشم بپوشد كه اين به معناي نصف شدن درآمد خانواده نيز مي باشد.
والدين كودك اُتيستيك هميشه يك غم بزرگ را در خود احساس مي كنند و آن محروم شدن از كودك سالمي است كه دوست داشتند داشته باشند . همچنين آنها هميشه در حسرت شرايط خوب خانوادگي هستند كه انتظار داشتند در خانه آنها وجود داشته باشد . اين احساس ها و غصه ها خود باعث افزايش ناراحتي ها و استرسهاي اين خانواد ها مي باشد .
در اين خانواده ها برادران و خواهران اين كودكان نيز در معرض انواع استرس ها و دلواپسي ها مي باشند . خجالت كشيدن از دوستان خود در مورد برادر و يا خواهر ناتوان خود ، حسادت در مورد پرداختن بيش از حد والدين به برادر و يا خواهر اُتيستيك خود ، ناتواني برادر و يا خواهر اُتيستيك در بازي با او ، مورد خشونت قرار گرفتن از طرف برادر و يا خواهر اُتيستيك ، نگراني در مورد آينده او ، و ... همگي مي توانند باعث بروز استرس و نگراني هائي در آنها شوند .ما مي دانيم كه والدين يك كودك اُتيستيك در شرايط سختي به سر مي برند و درك موقعيّت و احساس آنها مشكل است ولي به هر حال براي كمك به كودك و خانواده بايد سختي ها راتحمل كرده و روش درست و برنامه ريزي شده اي را طي كرد تا هر چه زودتر از اين مشكلات كاسته شده و كودك نيز درمان شود . در اينجا چند پيشنهاد براي كم كردن استرس در اين خانواده ها مطرح مي شود .
ما پيشنهاد مي كنيم اعضاء خانواده به خصوص والدين زماني را نيز براي خود و كارهائي كه دوست دارند اختصاص بدهند . در جواب اين پيشنهاد والدين اغلب اظهار مي دارند كه آنها وقتي برايشان باقي نمانده است .ولي بايد به خاطر داشته باشيد كه حتي چند دقيقه در روز نيز مي تواند بسيار مؤثر باشد . برخي والدين حتي با صرف چند دقيقه براي ماليدن كرم به دستهايشان ، پختن غذاي مورد علاقه خود ، و يا گوش كردن به موسيقي مورد علاقه خود اين فرصت را براي تمدد اعصاب ايجاد مي كنند .شايد تعجب كنيد اگر بشنويد كه حتي والدين نيز مانند كودكان اُتيستيك براي كارهائي كه انجام مي دهند بايد مشوق دريافت كنند تا بتوانند بهتر كارها را ادامه دهند . علاوه بر تشويق خود ، اعضاء خانواده بايد همديگر را نيز تشويق كنند . زن و شوهر نيز بايد كارهاي يكديگر را تشويق كنند و مايه اميدواري ديگري در ادامه اين راه مشكل باشند و نيز به خاطر داشته باشيد كه برادران و خواهران كودك را نيز براي كمك به برادر و يا خواهر اُتيستيك خود تشويق كرده و آنها را به ادامه اين كار ترغيب كنيد . زن و شوهر نيز بايد وقتي را براي تنها بودن با هم قرار بدهند تا از استرس و خستگي خود بكاهند . البته كيفيّت اين وقت از مدت آن مهمتر است . اين وقت مي تواند وقتي كه كودكان در خوابند و يا وقتي كه آنها در كلاس درس و برنامه درماني هستند فراهم شود .
از راه هاي ديگر كم كردن استرس و نگراني مي توان به اين موارد اشاره كرد : دعا و نماز ، تمرينات ورزشي ، تمرينات آرامشي و تنفس عميق ، نوشتن مطالب براي يك روزنامه ، برنامه ريزي براي انجام كارهاي معوقه در طول روز ، پرداختن به امور هنري ، قدم زدن ، ديدار با دوستان ، و ... .
مسائل امنيّتي در خانه
بسياري از والدين و مراقبين كودك امنيّت محيط خانه را براي كودكان اُتيستيك مهم مي دانند .گذاشتن در هاي امنيتي در ورودي پلّه ها و در هاي خروجي ، قرار دادن محافظ بر روي پريز هاي برق ، و گذاشتن قفل هاي اضافي بر روي كابينت ها ميتواند از جمله مسائل امنيتي باشد . اين مسائل امنيتي براي تمامي والدين در سالهاي اول زندگي كودك وجود دارد ولي والدين كودكان اُتيستيك ممكن است اين موارد را براي مدّت زمان بيشتري احتياج داشته باشند .رفتار هاي كودك اُتيستيك مي تواند باعث بروز حوادثي براي او شوند مثلا بالا و پائين پريدن هاي فراوان ، عقب و جلو كردن خود ، پاره كردن اشياء ، انداختن اشياء بر روي زمين ، كوبيدن وسائل به اطراف ، روشن و خاموش كردن وسائل برقي ، قرار دادن اشياء در وسائل خانگي ، و ... همگي مي توانند در صورت بي توجهي باعث بروز حوادثي شوند . فقط كافي است به بازي بچه ها با كبريت اشاره كنيم كه چقدر مي تواند خطرناك باشد . بنابر اين هم رعايت موارد ايمني در خانه و هم سعي در آموزش كودك در باره اين موارد ضروري مي باشند . ما در اينجا پيشنهادهائي براي بيشتر كردن امنيت خانه كودكان اُتيستيك به شما ارائه مي دهيم .بايد به خاطر داشته باشيد كه خانه نيز مي تواند كلاس درسي براي كودك باشد . والدين مي توانند با قرار دادن قفل هاي اضافي ، وسائل هشدار دهنده و استفاده از علائم و تصاوير محيط خانه را براي امنيت بيشتر و آموزش به كودك مهيا كنند . بهتر است اول از مكان هائي كه كودك در آنها بيشتر وقت خود را مي گذراند و اتاق هاي مخصوص او شروع كنيد . مثلا اگر كودك دوست دارد كه شير آب گرم را در حمام باز كند بهتر است از حمام شروع كنيد و يا اگر كودك اغلب از خانه به بيرون مي رود تمهيداتي را در مورد در ورودي خانه بايد بيانديشيد . مبلمان و وسائل خانه را به نحوي بچينيد كه براي كودك فرصتهاي آموزشي را فراهم كنند و همينطور خطري براي كودك نداشته باشند . مثلا اگر كودك برنامه آموزش نشستن را دارد بايد صندلي براي نشستن در اختيار كودك باشد . وسائل و مبلماني را كه كودك مي تواند از آنها بالا رفته و به قفسه ها و وسائل ديگر دسترسي پيدا كند ، به مكاني ديگر انتقال دهيد . اگر كودك اشياء را به دهان خود مي گذارد بهتر است كه سطح زمين و مبلمان را تميز نگاه داريد و اشياء ريزي را كه كودك به راحتي به آنها دسترسي دارد به مكان هاي دور از دسترس او انتقال دهيد . براي پلّه ها و محل هائي كه خطر سقوط دارند موانع و در هائي قرار دهيد تا اين خطرات را از بين ببريد . براي در خروجي منزل و مكان هائي كه كودك نبايد وارد آنها شود قفل هائي قرار دهيد تا هنگامي كه كودك تنها مي باشد نتواند وارد آنها شود . برخي از والدين براي ممانعت از خروج كودك از اتاق خود در نيمه هاي شب ، براي در اتاق كودك قفل هاي مخصوص قرار مي دهند . فراموش نكنيد كه قفل طوري نباشد كه بر حسب اتفاق كودك شما را در اتاق زنداني كند و همچنين قفل بايد طوري باشد كه به سرعت و به راحتي باز شود .براي كابينت ها و كشوهائي كه وسائل تيز و برنده و يا دارو در آنها نگاه داري مي شوند حتماً قفل هاي مناسب تهيه كنيد تا كودك نتواند آنها را باز كند . اگر كودك عادت به آويزان شدن از پنجره را دارد ، وسائلي را كه كودك براي رسيدن به پنجره از آنها بالا مي رود ، به جاي ديگر انتقال دهيد و براي پنجره ها نيز محافظ قرار دهيد . براي پريز هاي برق درپوش تهيه كنيد . براي اتاقهائي كه وسائل برقي مانند ماشين لباسشوئي ، تلويزيون ، اتاق كار و ... وجود دارند تمهيداتي بيانديشيد تا كودك نتواند آنها را راه اندازي كند . سيمها و كابل هاي برق را دور از دسترس كودك نصب كنيد تا كودك نتواند با آنها بازي كند . پودر هاي رختشوئي ، سوخت ها ، موادشوينده ، مواد ضد عفوني كننده و كلا مواد شيميائي مي توانند حادثه آفرين باشند آنها را دور از دسترس كودك قرار دهيد . قرصهاي رنگي وجود دارند كه بسيار شبيه بعضي از شكلاتها هستند بسيار مراقب باشيد تا در دسترس كودك قرار نگيرند . وسائلي كه احتمال افتادن آنها مي رود را محكم كنيد و از قرار دادن دكور هاي شيشه اي و فلزي در مكان هائي كه در دسترس كودك مي باشد خودداري كنيد . بهتر است در خانه از قيچي هائي كه نوك مدوّر دارند استفاده شود و محل چاقو ها و وسائل تيز را دور از دسترس كودك انتخاب كنيد .
خواهران و برادران كودك اُتيستيك
بزرگ كردن كودك اُتيستيك براي والدين و همچنين براي خانواده مسائلي را به همراه خواهد داشت . از اولين مسائل و مشكلات مهم كمبود وقت والدين در رسيدن به خواسته هاي همگي افراد خانواده است . درگيري با مسائل كودك اُتيستيك تقريباً تمامي وقت و انرژي والدين را صرف خود مي كند و وقت كمي را براي مسائل ديگر افراد خانواده باقي مي گذارد . بسياري از والدين اعتراف مي كنند كه وقت كافي براي پرداختن به ديگر اعضاء خانواده را ندارند . بسياري از والدين خود ، زندگي خود ، و آرزوهاي خود را فداي كمك به كودك اُتيستيك خود مي كنند و در زندگي آنها پرداختن به خود ديگر معنائي ندارد ولي اين امر نبايد باعث اين شود كه پرداختن به ساير اعضاء خانواده فراموش شود . بايستي شرايطي فراهم شود كه در كنار پرداختن به امور ديگر فرزندان ، به آنها تفهيم شود كه برادر و يا خواهر اُتيستيك آنها داراي مشكل مهمي است كه همگي بايد براي كمك به او تلاش كنند و به آنها آموزش داده شود كه در اين امر كمك والدين باشند و آنها را درك كنند . تحقيقات و تجارب نشان داده است كه بسياري از اين خواهران و برادران توانسته اند به خوبي با اين مشكلات كنار بيايند و در برنامه درماني كودك كمك مهمي باشند . بهتر است والدين به ساير اعضاء خانواده اُتيسم و عوارض آنرا توضيح دهند تا رفتارهاي كودك بيمار را بهتر شناخته و با آن كنار بيايند . بهتر است هر چند وقت يكبار جلساتي در خانواده تشكيل شود و موضوع اُتيسم و كارهائي را كه قصد انجام آنرا داريد براي ساير اعضاء توضيح دهيد تا آنها نيز در جريان امور باشند . البته بايد سعي شود توضيحات و مسائل مطرح شده متناسب با سن آنها بيان شوند تا آنها بهتر مشكل را درك كنند . در رابطه با خصوصيات كودك اُتيستيك بايد با ديگر افراد خانواده به خوبي صحبت شود زيرا مثلا وقتي كه يك كودك سالم براي بازي با يك كودك اُتيستيك به طرف او مي رود ممكن است در ابتدا كودك بيمار به كودك سالم پشت بكند. در اينجا بايد به كودك سالم فهماند كه اين كار كودك بيمار از روي عمد و قصد نيست و او بايد سعي كند تا با كودك بيمار ارتباط برقرار كرده و توجه او را به خود جلب كند . دستور العمل هائي وجود دارند كه با آموزش آنها به برادران و خواهران سالم مي توانند با برادر و يا خواهر اُتيستيك خود ارتباط برقرار كرده و بازي كنند . از جمله اين آموزشها مي توان به نكات زير اشاره كرد : جلب توجه كودك بيمار ، دادن دستور هاي ساده ، و دادن مشوق و تشويق براي رفتار و بازي درست .
شما بايد حتماً در طول هفته وقت مشخصي را براي كودكان غير اُتيستيك خود كنار بگذاريد تا آنها نيز بتوانند تفريح كرده و از وقت خود لذت ببرند .
مطالبي را كه در طي اين 3 فصل برايتان فراهم كرديم ، ترجمه مقاله اي بود كه انجمن اُتيسم آمريكا براي آشنائي بيشتر افراد جامعه بخصوص والدين كودكان اُتيستيك تهيه كرده اند . در اينجا از تهيه كنندگان اين مقاله تشكر كرده و اميدواريم كه ترجمه آن نيز بتواند براي خانواده هاي ايراني كه كودك اُتيستيك دارند و همينطوربراي ساير افرادي كه به اين مقوله اهميّت داده و علاقه مند هستند مفيد بوده باشد .
مترجم اين مقاله آنرا خالي از ايراد و اشتباه نمي داند و اميدوار است كه نظرات خوانندگان اين مقاله ، ما را در بهتر كردن ترجمه هاي بعدي ياري كند . شما مي توانيد نظرات خود را به اين آدرس بفرستيد :
r1mostafavi@hotmail.com
با تشكر رضا مصطفوي






سه‌شنبه، 16 اردیبهشت، 1382
نقش مشوق در برنامه های رفتار درمانی

موفقيّت يک برنامه درمانی تا حدود زيادی به ميزان ، شدت تاثيرو نحوه استفاده از مشوقها بستگی دارد.به مرور زمان و در طول برنامه درمانی مشوقهای مخصوص هر کودک جای خود را به مشوقهای طبيعی و عادی خواهند داد.در ابتدای برنامه درمانی کودک اُتيستيک ممکن است آرام و قرار نداشته باشد و از همکاری با شما و تراپيست خود سر باز زند و از طرف ديگر کودک اُتيستيک برای کارهائی مانند تکلّم و يادگيری هيچ گونه احساس لذّت درونی ندارد ، ولی توسط مشوق می توان اين انگيزه و رغبت در اين کودکان را برای فرمان بری و احساس لذّت از انجام کارها ايجاد کرد .
مخالفين استفاده از مشوقها
برخی با استفاده از مشوقها به دليل اينکه روشی طبيعی نمی باشد مخالفند.شايد يکی از علل مخالفت آنها مشاهده استفاده نادرست و عدم حذف آنها از طرف درمانگرمی باشد.جالب است بدانيد که همه انسانها با مشوق کارها را انجام می دهند.مثلاً حقوق،تفريح،تعطيلات،بودن با ديگران،همگی مشوقهائی هستند که ما با آنها سروکار داريم.
مخالفين استفاده از مشوق معتقدند که مشوق مانند رشوه عمل کرده و کودک را از بدست آوردن لذّت طبيعی باز می دارد.ولی بايد گفت اگر مشوق به درستی استفاده شودتأثير متفاوتی در مقايسه با رشوه خواهد داشت . اگر به کودکی که خرابکاری می کند بگوئيد ساکت باش تا به توشکلات بدهم ، روش نامناسبی را در استفاده از مشوق در پيش گرفته ايد زيرا به اين ترتيب کودک برای بدست آوردن شکلات شروع به خرابکاری خواهد کرد.در هنگام بروز رفتارهای نامناسب استفاده از مشوق باعث تداوم رفتار اختلالی خواهد شد و نبايد از آن استفاده شود .
مخالفت با استفاده از مشوق همچنين می تواند بر اساس اين باشد که ممکن است کودک به مشوق وابسته شود . البته بايد گفت که اين امر در صورت عدم حذف تدريجی مشوق بروز می کند . در طول تمرينات مشوقها بايستی به تدريج کمتر شده و جای خود را به مشوقهای طبيعی بدهند و مشوقهای اوليه حذف شوند.
از موارد ديگری که مخالفين استفاده از مشوق آنرا بی تأثير می دانند ،عدم کارائی آن در برخی کودکان است .يکی از دلايلی که تراپيست نمی تواند با مشوق اين کودکان را به کار وادار کند بدست آوردن راحت همان مشوقها در خارج از ساعات تمرين است. وقتی که کودک حس کند هر وقت که بخواهد به اين مشوقها می تواند دسترسی پيدا کند لزومی نمی بيند که به دستورات تراپيست گوش کند . تنقلات ، گردش رفتن ، تلويزيون نگاه کردن ، ... همگی می توانند مشوقهائی باشند که کودک می داند آنها را به راحتی می تواند بدست آورد. در اين موارد بهتر است که يا از مشوقهای جديد تر و قويتر استفاده شود و يا اينکه مشوقهای ذکر شده از دسترس کودک دور شوند.اگر شما با اين مشکل روبرو هستيد سعی کنيد تا ليستی از مشوقهائی که کودک را به انجام تمرينات تشويق می کنند تهيه کنيد مطمئن باشيد که صرف وقت برای بدست آوردن آنها ارزش اين کار را دارد.

تشخيص مشوقها و افزايش تعداد آنها

شما می توانيد به سادگی با زير نظر گرفتن کودک تشخيص بدهيد که چه مشوقهائی را می توانيد برای کودک استفاده کنيد . مشوق حتماً چيز پيچيده و دقيقی نبايد باشد. گاهی اوقات چيزهای بسيار معمولی اگر به صورت مناسب و حساب شده به کودک داده شوند می توانند به صورت مشوقهای قوی تأثير داشته باشند. کارهائی که کودک دوست دارد به دفعات زياد انجام دهد نيز می توانند مانند مشوق عمل کنند.

به طور کلّی هر چيزی که کودک در اوقات فراغت خود به آنها
اشتياق داشته باشد می تواند به عنوان مشوق استفاده شود

کارهای روزانه مانند گردش رفتن ، بودن با والدين ، و حتی ماساژ دادن می توانند به عنوان مشوق در نظر گرفته شوند . يکی از راه های افزايش تعداد مشوقها اين است که کودک خود را با کارها ، اشياء و خوراکيهای جديد روبرو کنيد و در صورت تمايل کودک به آنها ، آنها را جزو ليست مشوقها قرار دهيد . گاهی اوقات کودک نمی داند که يک اسباب بازی خودکار را چگونه روشن کند به همين دليل علاقه ای به آن نشان نمی دهد ولی اگر شما آنرا برای کودک روشن کنيد ممکن است که از آن لذت ببرد . کودکان اُتيستيک اغلب نمی دانند که می توانند از اسباب بازی ها ، غذا ها و کارهائی لذت ببرند و اين شما هستيد که بايد اين مشکل را برای آنها ازحل کنيد .
خود شما ممکن است تا وقتی که يک غذا را نچشيده ايد نسبت به آن نظر خوبی نداشته باشيد ولی وقتی آن را خورديد ممکن است که نظرتان عوض شود .
گاهی اوقات اجازه استفاده از وسيله ای و يا اجازه خوردن چيزی خود می تواند مشوق باشد . ممکن است کودک از اينکه به او اجازه بدهند آزاد باشد لذّت ببرد که اين امر می تواند خود يک مشوق قوی باشد .
گاهی اوقات مشوقها در اثر اشباح شدن کودک اثر خود را از دست می دهند . اين امر وقتی اتفاق می افتد که کودک با مقدار زياد و به صورت نامناسب مشوقی را دريافت کرده باشد . برای جلوگيری از اين مسئله بهتر است علاوه بر دقت در مقدار و نحوه مشوق دادن ، مدتی نيز مشوق مورد نظر را از برنامه کودک حذف کنيد . ممکن است در ابتدا اين کار مشکل باشد زيرا کودک هنوز اصرار بر استفاده از آن را دارد . شما با اين کار همچنين می توانيد باعث شويد تا مشوق های کم ارزشتر برای کودک ارزشمند تر شده و آنها را نيز استفاده کنيد . نکته مهمتر که بايد بدانيد اين است که مشوقها چه آنها که کودک بيشتر دوست دارد و چه آنها که کمتر دوست دارد بايستی همگی در يک چرخه قرار گيرند تا علاوه برايجاد تنوع از اشباح شدن کودک از تعداد معدودی مشوق جلوگيری شود . همچنين توصيه می شود از مشوقهای بسيار قوی کمتر استفاده شود تا ارزش آنها ( برای مواقع ای که کودک مقاومت زيادی از خود نشان می دهد ) حفظ شود . مثلاً اگر کودکی برای نشستن و توجه مقاومت از خود نشان می دهد شما می توانيد مشوق قوی خاصی را در نظر بگيريد و از آن فقط برای همين مورد استفاده کنيد تا کودک از شما اطاعت کند . اين مشوق خاص و قوی نبايد در مواقع ديگر و برای کارهای ديگر استفاده شود زيرا ممکن است اثر خود را از دست بدهد و شما نتوانيد توجه و تمرکز کودک را (که از عوامل بسيار مهم در آموزش است) بدست آوريد. به همين خاطر اغلب از والدين خواسته می شود تا از دادن برخی خوراکيها و اسباب بازی ها در غير از ساعات آموزشی به کودک خودداری کنند تا استفاده از آنها محدود به جلسات تمرين شده و ارزش خود را حفظ کنند .
از ديگر نکات مهم برای افزايش تعداد مشوقها همراه کردن تشويقهای کلامی و عادی با مشوقهای مخصوص کودک می باشد به اين ترتيب که مثلاً همراه با دادن شکلات به کودک می توانيد از عباراتی مانند " آفرين " استفاده کنيد . با اين کار علاوه بر آشنائی کودک با مشوقهای طبيعی و معمول بعد از مدتی کودک از آنها نيز به عنوان مشوق به تنهائی لذّت خواهد برد .
کلاسه بندی مشوقها
مشوقهای مختلف دارای ارزشها و قدرتهای مختلف هستند. بعضی از آنها را کودک فقط دوست دارد و برای بعضی ديگر حاضر است هرکاری بکند . لازم است شما ليستی از مشوقهای کودک را آماده بکنيد و سپس نسبت به اهميّت ، آنها را درجه بندی کنيد . به اين ترتيب شما خواهيد توانست از مشوقهای مخصوص و حياتی در مواقع مخصوص و حياتی استفاده کنيد . همچنين با اين کار علاوه بر استفاده درست از مشوقها می توانيد انگيزه کودک را برای انجام کارها بيشتر کنيد .
انتخاب برنامه های تشويق
به طور معمول در ابتدای برنامه درمانی مشوقها به دفعات زياد مورد استفاده قرار می گيرند . در مراحل اوليه ممکن است که نياز باشد تا شما هر چند دقيقه يکبار به کودک خود مشوق بدهيد تا از انجام رفتارهای اختلالی پرهيز کند و مهمتر اينکه رفتار مناسب از طرف کودک بايستی بلافاصله مورد تشويق قرار بگيرد. دقت کنيد که مشوق انجام کار مناسب از مشوق عدم انجام رفتار اختلالی بايد قويتر باشد ( البته به خاطر داشته باشيد که اينجا منظور مشوق بعد از رفتار اختلالی نيست و منظور تشويق عادی بودن و آرام بودن است ) . همچنين به خاطر داشته باشيد که هدف نهائی اين است که مشوقها به ميزان و دفعات طبيعی به کودک داده شوند. در ابتدا لازم است که شما از مشوقها به دفعات زياد استفاده کنيد ولی بايستی هر چه زودتر مقدار و ميزان آنها را کم کرده و به حالت عادی برسيد (البته اين کار نبايد باعث لطمه به برنامه درمانی و پيشرفت کودک بشود ) .
در ابتدا برنامه مشوق دادن بايد به گونه ای باشد که از بروز رفتارهای اختلالی ( که مانع توجه و تمرکز کودک می شوند ) ممانعت کند . مثلاً اگر کودک حدود هر 15 دقيقه يکبار از خود رفتار اختلالی نشان می دهد شما بايد قبل از اين زمان با مشوق کودک را برای آرام بودن و عدم بروز اين رفتارها تشويق کنيد . يکی از علل شکست برنامه های تشويق ممکن است طولانی بودن زمان بين مشوقها باشد . به اين ترتيب که کودک مشوق را به موقع و قبل از انجام رفتار اختلالی دريافت نمی کند و او متوجه نمی شود که مشوق برای چه منظور به او داده شده است . اگر کودک برنامه تشويق ضعيفی داشته باشد انگيزه همکاری و انجام تمرينات را به اندازه کافی نخواهد داشت و پيشرفت کودک کم خواهد بود . اگر مشاهده می کنيد که برنامه تشويق مؤثر نيست بهتر است که از مشوقهای قويتر استفاده کنيد . به خاطر داشته باشيد که هيچگاه مشوق های قوی را از ابتدا به کودک ندهيد و آنها را برای مواقعی که مشوقهای ديگر کارائی ندارند نگاه داريد .
در اينجا ما به نمونه ای از برنامه تشويقی روزانه اشاره می کنيم و البته بايد به خاطر بسپاريد که کودکان اُتيستيک با هم فرق دارند و بايد با شناخت کافی از کودک اقدام به برنامه ريزی تشويقی کنيد .کوتاه ترين زمان بين مشوقها می تواند از 30 ثانيه تا 15 دقيقه باشد ( متناسب با بروز رفتارهای اختلالی کودک )و مشوقهای قويتر را در فواصل طولانی تر به کودک داده ايم .
در 5 دقيقه اول : کشمش و يا شکلات
در 15 دقيقه : نصف ليوان آب ميوه
در نيم ساعت : 5 دقيقه بازی با اسباب بازی مورد علاقه
در يکساعت اول : پخش موسيقی مورد علاقه
در طی نيم روز : پخش ويدئو و فيلم مورد علاقه
در طول روز : يکبار کودک را به گردش ببريد
قوانين دادن مشوق
شايد به جرأت می توان گفت که يکی ازمهمترين مباحث روانشناسی کودکان مسئله مشوق است.
مشوقها نه تنها کودکان را ترغيب به انجام کارهای خواسته شده از طرف تراپيست می کنند بلکه می توان به وسيله آنها عادات رفتاری کودکان را نيز تغيير داد .
مشوقها در طول روز برای همه ما فراهم می شوند .معلّمها ، والدين ، کارفرما ها ، و مربيان همگی از مشوقها استفاده می کنند . البته شايد افرادی که ذکر کرديم هيچگاه نحوه درست استفاده از مشوق را ندانند ولی اثرات آنرا به خوبی دريافته اند .برای اينکه بتوان از مشوقها به نحو مطلوب استفاده کنيم بايد قوانين آن را بياموزيم . قوانينی که در زير به آنها اشاره می کنيم تمامی قوانين مشوقها را شامل نمی شود و ما در اينجا سعی کرده ايم که مهمترين آنها و مؤثرترين آنها را برای شما بازگو کنيم .
1-مشوقها بايد باعث تشويق کودک شوند
گاهی اوقات ما تصور می کنيم که چيزهائی را که ما دوست داريم ساير افراد نيز دوست دارند ولی حقيقت چيز ديگری است زيرا افراد دارای سليقه ها و عقيده های مختلف هستند . به همين خاطر بهتر است در کودکان اُتيستيک بررسی های جامع انجام شود تا مشخص شود کودک خود به چه چيزهائی علاقه دارد در غير اين صورت ممکن است کودک به علّت نداشتن علاقه به مشوقهای در نظر گرفته شده پيشرفت چندانی در برنامه درمانی نداشته باشد . بهتر است در مورد مشوقهای انتخاب شده و درجه بندی آنها بيشتر دقّت کرده و چيزهائی را که کودک به آنها تمايل دارد انتخاب کنيم . لازم است که نوع مشوقها و نحوه دادن آنها به طور پيوسته مورد ارزيابی قرار بگيرند تا در مواقع لازم در نوع و کيفيّت آنها تغييرات لازم را ايجاد کنيم . فراموش نکنيم که مشوقها عامل به حرکت درآوردن کودک و انگيزه او برای انجام کارها و تمرينات می باشند . بهتر است برای انتخاب مشوق سؤالهای زير را از خود بپرسيد :
آيا کودک با ديدن مشوق مورد نظر خوشحال می شود ؟
آيا اگر به کودک حق انتخاب بدهيد از بين چند انتخاب مشوق فوق را انتخاب خواهد کرد؟
و بهترين نتيجه را وقتی می گيريد که ببينيد کودک برای رسيدن به آن مشوق کار خواسته شده از او را انجام می دهد . دوباره تأکيد می کنيم که لازم است هميشه بررسی کنيد که آيا مشوق های مورد استفاده ارزش و کارائی قبل را دارند يا نه و اگر جواب منفی بود سعی شود از مشوقهای جايگزين استفاده شود .
2-مشوقها بايد مشروط باشند
مشوقهای در نظر گرفته شده برای کودک فقط بايد در هنگام تمرينات و برای کار خواسته شده استفاده شوند.مراقب باشيد تا کودک در غير از مواقع تمرينات به مشوقهای برنامه دسترسی پيدا نکند زيرا ممکن است مشوقها در هنگام برنامه آموزشی اثر خود را از دست بدهند .پس بهتر است مشوقهائی را در نظر بگيريد که می توان آنها را محدود به زمان آموزش کرد و کودک آنها را در غير از مواقع آموزش نمی تواند بدست آورد .البته در اين مورد يک استثناء وجود دارد : بهتر است مشوقهائی که کودک تمايل کمی به آنها دارد را گاهی به راحتی در دسترس او قرار بدهيد تا به اين ترتيب در غياب مشوقهای مورد علاقه او ، کودک از آنها استفاده کرده و به آنها علاقه مند شود . پس از مدتی که کودک به اين مشوقها دلبستگی پيدا کرد می توانيد آنها را نيز جزو ليست مشوقها قرار داده و به اين ترتيب موارد مشوق ها را افزايش دهيد .
3-از انواع مختلف مشوقها بايد استفاده شود
شما می توانيد با افزايش تعداد مشوقها احتمال اشباح شدن کودک از چند مشوق معدود را از بين ببريد.با افزايش تعداد و نوع مشوقها ارزش آنها و تمايل کودک به استفاده از آنها کم نمی شود. همچنين تعداد زياد مشوق کار شما برای درجه بندی و استفاده از مشوقهای قويتر را راحت تر می کند . در صورتيکه کودک شما به مشوقهای خاصی علاقه نشان می دهد سعی کنيد که آنها را به صورت گردشی با مشوقهای ديگر استفاده کنيد . همچنين فراموش نکنيد که هميشه به اندازه نياز به کودک مشوق بدهيد .هر گاه تعدادمشوقهای کودک محدود باشد سعی کنيد قويترين آنها را برای کارهای مهم و مواقع خاص کنار بگذاريد .
4-مشوقهای اجتماعی بايد همراه با مشوقهای اوليه به کودک داده شوند
حتی اگر کودک از مشوقهای اجتماعی ( مانند لبخند ، آفرين ، و تحسين ) چيزی را درک نمی کند شما بايستی آنها را به همراه مشوقهائی که کودک دوست دارد استفاده کنيد و مطمئن باشيد که در نهايت کودک آنها را درک کرده و از آنها نيز لذّت خواهد برد . به اين ترتيب شما می توانيد به تدريج مشوقهای اجتماعی را جايگزين مشوقهای خوراکی و غير معمول کرده و در نهايت کودک را به حدی برسانيد که مانند کودکان عادی عمل کند .
5-به طور دائم به فکر افزايش تعداد مشوقها و تشخيص آنها باشيد
هر روز در اطراف خانه جستجو کنيد و ببينيد از چه چيزهائی می توانيد برای کودک مشوق جديدی ايجاد کنيد . شما می توانيد به کارهای تکراری کودک دقّت کنيد تا ببينيد کودک با چه نوع فعّاليت هائی بيشتر ارضاء می شود و سپس کارهائی را که از آن نوع می باشد برای کودک به عنوان مشوق انتخاب کنيد . مثلاً اگر کودک با کارهای خود تحريکی ديداری خود را مشغول می کند ممکن است از اسباب بازی که در آن گوی کوچکی به اين طرف و آن طرف می رود خوشش بيايد و يا بطری هائی که در آنها مايع رنگی وجود دارند . کودکی که از خود تحريکی صوتی لذّت مي برد ممکن است از موسيقی و آلات موسيقی استقبال کند . اسباب بازی هائی که اتوماتيک بوده و با فشردن دکمه ای کار بخصوصی انجام می دهند اغلب کودکان را به خود جلب می کنند و اگر چند کار انجام می دهند ممکن است برای مدتها کودک را از خود بيرون آورده و به بازی ترغيب کنند . بهتر است از اسباب بازی هائی استفاده کنيد که حواس پنجگانه کودک را تحريک می کنند ( اسباب بازی هائی که نور ، صدا و حرکت دارند ) .
16-از مشوقهائی استفاده کنيد که متناسب با سن کودک باشند
در صورت اجرای اين نکته می توانيد به کودک کمک کنيد تا مورد قبول همسالان خود واقع گردد . همچنين تشويق کودک حالت عادی پيدا کرده و کمتر توجه کسی را جلب می کند .
در صورت استفاده از اين نکته شما باعث می شويد تا افراد ديگر نيز با کودک مانند همسالان او برخورد کنند . کودک نيز می تواند احساسی همانند احساس همسالان خود داشته و علاقه بيشتری برای فعاليّت های مناسب سنّ خود پيدا کند . و در آخر به کار بستن اين نکته باعث می شود تا کودک از مشوقهای معمول در شرايط معمولی بهره برده و تشويق شود .
7-از مشوقهای غيره منتظره سود ببريد
در بسياری از موارد غيره منتظره بودن مشوق می تواند باعث افزايش اثر آن بشود . قرار دادن مشوقها در کيسه و يا جعبه و عرضه ناگهانی آن به کودک می تواند علاوه بر افزايش قدرت مشوق باعث ترغيب بيشتر کودک به ادامه تمرين و اطاعت از شما بشود .
8-در ابتدای برنامه مشوقها بايد بلافاصله داده شوند
مشوقها می توانند بيشترين اثر را داشته باشند اگر در حدود نيم ثانيه بعد از انجام کار خواسته شده به کودک داده شوند . به اين ترتيب شما به خوبی می توانيد رابطه مشوق و انجام کار خواسته شده را به کودک بفهمانيد . اين روش بخصوص وقتی که کودک فرامي گيرد که چگونه بياموزد بسيار اهميّت دارد . اگر مشوق بلافاصله به کودک داده شود احتمال اينکه کودک فکر کند مشوق برای کار ديگری به او داده شده است را کاهش می دهد ( کارهای ناخواسته ای که در بين زمان انجام کار خواسته شده و دريافت مشوق اتفاق می افتد ) . البته فراموش نشود که در طول برنامه درمانی به تدريج اين زمان بايد متناسب و حساب شده افزايش پيدا کند تا به حدّ طبيعی برسد.
9-روش تشويق بايد مداوم باشد
اگر اين روش تداوم داشته باشد باعث می شود که کودک در انجام کارهای خواسته شده از او همکاری کرده و پيشرفت رضايت بخشی داشته باشد . اگر در برابر فعاليّت های مناسب به کودک مشوق داده نشود و يا اينکه در برابر فعاليّت های نا مناسب کودک مشوق دريافت کند پيشرفت برنامه درمانی مختل شده و نتيجه لازم بدست نخواهد آمد .
10-مشوقها بايد به تدريج حذف شوند
هر چه دادن مشوقها به کودک بيشتر طول بکشد حذف آنها نيز مشکلتر خواهد شد . وقتی که شما شروع به کاهش مشوقها کرديد ممکن است گاهی اوقات به علّت پس رفت کودک مجبور شويد که در برخی موارد دوباره مقدار مشوق را افزايش دهيد . همينطور با کم کردن مشوقها و افزايش توقع از کودک بايد مشوقهای باقی مانده قوی و مؤثر باشند تا کودک به ادامه برنامه علاقه نشان داده و از هرگونه پرخاشگری و عصبانيّت کودک جلوگيری شود .
11-در ارائه مشوق به زمان دقّت کنيد
نبايد زمان دادن مشوق به نحوی باشد که کودک از تمرين فاصله بگيرد همچنين نبايد زمان بين کار انجام شده و دادن مشوق زياد باشد . شما می توانيد فواصل زمانی خالی را با دادن مشوقهای کلامی و حالات صورت پُر کنيد . مثلاً اگر کودک کار خواسته شده را انجام داد و شما فرصتی لازم داريد تا مشوق را برای کودک بياوريد می توانيد با لبخند و گفتن آفرين کودک را متوجه تشويق خود کرده و ذهن او را تا دادن مشوق مربوطه مشغول کنيد تا از انجام کارهای ناخواسته ديگر باز داريد .
12-در ابتدای برنامه هنگام تشويق نام کار و تمرين انجام شده را نيز ذکر کنيد
با اين کار شما به کودک می آموزيد که برای چه کاری مشوق دريافت می کند و می توانيد احتمال تکرار آن را از طرف کودک افزايش دهيد .همچنين با اين کار ارتباط مشوق با تمرين و کار انجام شده را به کودک می فهمانيد . با اجرای اين روش خود شما نيز هدف از تمرين را فراموش نخواهيد کرد .
13-به مرور زمان از مشوقهای طبيعی استفاده کرده و مشوقهای غير عادی را حذف کنيد
با استفاده از مشوقهای معمولی شما به کودک کمک می کنيد تا از شرايط عادی نيز لذّت برده و عادی به نظر برسد . همينطور در صورت عدم جايگزينی مشوقهای غير عادی با مشوقهای معمولی ممکن است در صورت نبود مشوقهای خاص ،کودک رفتارهای اختلالی از خود نشان داده و پرخاشگری کند .
14-از مشوق به عنوان رشوه استفاده نکنيد
به کودک قبل از انجام کار و يا تمرين خواسته شده وعده مشوق ندهيد .وقتی که کودک از خود رفتار های اختلالی بروز می دهد به او وعده مشوق را برای توقف رفتار اختلالی ندهيد . در زمان رفتار های نامناسب و بعد از پايان آنها نيز به کودک مشوق ندهيد . تمام اين کارها باعث می شوند که کودک بياموزد برای بدست آوردن مشوق می تواند شما را با رفتارهای اختلالی تحت فشار گذاشته و به هدف خود برسد .
کودک بايد بفهمد که مشوق هميشه در قبال انجام کار و تمرين خواسته شده است و نه چيز ديگر.
15-از مشوقهائی با تأثيرات و قدرتهای مختلف استفاده کنيد
در صورت استفاده از مشوقهائی که اثرات مختلف دارند می توانيد به کودک بفهمانيد که کدام کار درست و کدام کار درست تر است . برای کارهای موفّق و ايده آل از قويترين مشوقها استفاده کنيد و برای کارهائی که به خواسته شما نزديک هستند از مشوقهائی با قدرت کمتر استفاده کنيد.

اين مقاله ترجمه ای است از قسمت مشوقهای کتاب :
A work in progress
که جهت استفاده درمانگران و والدين کودکان اُتيستيک ترجمه شده است لطفاً نظرات ، انتقادات و پيشنهادات خود را به آدرس زير ارسال کنيد :
r1mostafavi@hotmail.com

رضا مصطفوی




[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]

  RSS 2.0